0

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

اگر از خواب بلند یلدا برخیزیم ...
 
بی اختیار حسی كهن در رگ های تن است می جوشند و به یادت می آورند كه امشب شب یلدا است. اولین شب چله بزرگ. پس باید دور هم جمع شوید و حتما سری به دیوان لسان الغیب بزنید. او كه انگار از تمام روز و شب های سال فقط منتظر این شب است تا به گوشه و كنار تمام دل های ایرانیان سرك بكشد و با همان رندی طنازش، به هزار ایما و اشاره سوال های شان را جواب دهد...



الهه خسروی یگانه
بی اختیار حسی كهن در رگ های تن است می جوشند و به یادت می آورند كه امشب شب یلدا است. اولین شب چله بزرگ. پس باید دور هم جمع شوید و حتما سری به دیوان لسان الغیب بزنید. او كه انگار از تمام روز و شب های سال فقط منتظر این شب است تا به گوشه و كنار تمام دل های ایرانیان سرك بكشد و با همان رندی طنازش، به هزار ایما و اشاره سوال های شان را جواب دهد.
رسم برگزاری شب یلدا، چیزی فراتر از یك عادت ملی است. و در پس چهره خود چنان پشتوانه عظیمی را پنهان كرده است كه بی اختیار آدمی را به حیرت می اندازد. چرا كه:
از یك سو شب یلدا، زاد روز ایزد مهر یا میترا است. ایزدی قوی، سواركاری ماهر، تیراندازی چیره دست و خدای پیمان و عهد. میترائیسم یكی از تاثیرگذارترین مذاهبی بود كه نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به جای گذاشت. پس این شب از دیر باز نزد مردم جهان، شبی مقدس به شمار می رفته است.
«ظاهرا پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسی مسیح، كلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت. زیرا زمان تولد او دقیقا معلوم نبود. در واقع یلدا یك جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می كرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت در روم و بسیاری از كشورهای اروپایی، روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهات محاسباتی این روز در 25 دسامبر انتقال یافت و در آن زمان مسیحیان روز 6 ژانویه را به عنوان روز تولد مسیح جشن گرفتند. اما با گسترش مسیحیت در آن زمان به دلیل این كه نمی توانستند مردم را از برپا داشتن این جشن منع كنند بنابراین روز كریسمس را به روز 25 دسامبر جابجا كردند. كلمه یلدا از زبان سریانی به معنای تولد گرفته شده و هنوز هم با همین نام مشهور است.»(1)
در عربی این واژه به میلاد بدل شده و در زبان رومی نوئل و یاناتالیس معنا گشته است.
از سوی دیگر، نزد ایرانیان كه همیشه ستایشگر روشنی و نور بوده اند شب یلدا، شب مرگ تاریكی و آغاز روشنایی است. چرا كه از این شب به بعد، بر ساعات روز اضافه شده و رفته رفته روزها طولانی می شوند. پس این جشن وداع با زمستان و تیرگی هم هست. چرا كه بهار در راه است و نوید آمدن او را یلدا می دهد كه آخرین شب طولانی سال نامیده می شود. شاید از همین روی، نخستین روز دی ماه «خرم روز» نامیده شده كه طولانی ترین شب سال را پس سر نهاده و طلوع مجدد خورشید و نور و روشنایی را بشارت می دهد. در این شب اهریمن ناكام است و از روزهای بعد روشنایی پیروز است.
در برهان قاطع ذیل واژه یلدا چنین آورده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است كه اول جدی و آخر قوس می باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال. و در آن شب و یا نزدیك آن شب آفتاب به برج جدی تحویل می كند.»
اما این رسم طبق اسناد و مدارك رومی به گواه مورخان غربی، در ایران باستان چنین برگزار می شده كه پیران و پاكان به تپه ای رفته، با لباس نو و مراسمی خاص از آسمان می خواستند كه آن «رهبر بزرگ» را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند كه نشانه زایش آن ناجی، ستاره ای است _ كه بالای كوهی به نام كوه فیروزی كه دارای درخت بسیار زیبایی بوده است _ پدیدار خواهد شد و موبد بزرگ برای این موضوع دعایی می خوانده، كه قسمتی از آن هنوز در كتاب «بهمن یشت» بر جای مانده است:
«آن شب كه سرورم ظهور كند
نشانه ای از ملك آید
ستاره از آسمان ببارد
همان گونه كه رهبرم از راه برسد و ستاره اش نشان نماید ...»
«ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد!»
جمشید كیومرثی مردم شناس زرتشتی در مورد شب یلدا می گوید: «در نزد ایرانیان زمستان به دو نیم چله كوچك و چله بزرگ از اول دی ماه تا 10 بهمن را شامل شده و از 10 بهمن اسفند را چله كوچك می گویند.»
او معتقد است كه یلدا نه یك رسم زرتشتی كه یك رسم كاملا ایرانی است و چنانكه گفته اند برخاسته از میترائیسم است. او می گوید كه ایرانیان این شب را به عنوان یك جشن برگزار كرده و در این شب فدیه می دهند:
«فدیه نیز سفره ای است كه در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراكی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند كه دعای شكرانه نعمت است. خوراكی هایی كه در این بحث مورد استفاده قرار می گرفتند گوشت و شراب و میوه و 7 میوه خشك شده خام را شامل می شدند.

تنوع برگزاری یلدا در گوشه و كنار ایران
این موضوع یعنی تنوع برگزاری یلدا در نقاط مختلف ایران خود حدیث مفصلی است كه مردم ایران هر كدام با تنوع زیست محیطی و بومی و فرهنگی خود به گونه ای منحصر به فرد این شب را جشن می گیرند.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می كنند. برای پذیرایی از آنان و نیز صرف غذا، سفره ای می گسترانند. این سفره كه بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست در اتاقی گسترده می شوند كه آینه و قاب عكس حضرت علی (ع) در آن جای می گیرد. در حاشیه سفره لاله و چند شمع رنگین در سفره می گذارند دود كردن اسپند و میوه هایی چون انار و به خصوص هندوانه و تنقلاتی همچون نخودچی، كشمش، حلوا شكری و آجیل مشكل گشا، رنگینك و خرما و انجیر نیز خوراكی های این شب را تشكیل می دهند.
اما در آذربایجان مردم، هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند كه با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن شان تاثیر ندارد.
در اردبیل به هنگام شب یلدا مردم چله بزرگ را قسم می دهند كه زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و كشمش می خوردند. اما در سنگسر، شهری از توابع كرمان، شبانان سنگسری كه به هنگام زمستان در قشلاق های كویری به سر می برند شب چله دور هم جمع می شوند و به قصه های مس كردها (به فتح میم و ضم كاف و به معنی شبانان ارشد و با تجربه و عمر كرده) گوش فرا می دهند و از تجارب آنها به هنگام زمستان در امر دامپروری سود می جویند و با رویت آسمان در شب یلدا، از شرایط جوی روزهای آینده در دل ماه سخن می گویند. در خراسان و تبریز یلدا بهانه ای است برای خانواده ها تا برای عروس آینده خود هدیه بفرستند.
در این میان و به روایت دكتر روح الامینی مردم شناس، مردم كرمان، عقیده جالبی درباره شب یلدا دارند. آنان تا سحر انتظار می كشند تا از قارون افسانه ای استقبال كنند. قارون در لباس هیزم شكن به خانوده های فقیر تكه های چوب می بخشد. این چوب ها سمبل طلا هستند (به طلا تبدیل می شوند) و باعث ثروتمندی و بركت آنان می گردد.
سید ابوالفضل حسینی مسئول انجمن های میراث فرهنگی استان خراسان گفتنی های جالبی در مورد نحوه برگزاری شب یلدا دارد. او از مراسمی نام می برد كه كف زنی به نام دارد و در شهرستان قایم، گناباد و جنوب خراسان برگزار می شود.
كف زنی و درست كردن شیرینی از كف بهانه ای برای جمع شدن دور هم نزد مردم این ناحیه است. زمان برگزاری این مراسم عده ای از افراد فامیل به صحرا رفته و به جمع آوری ریشه گیاهی به نام سرسنگی می پردازند. (البته این گیاه را از عطاری ها می توان تهیه كرد.) اول پوست قهوه ای رنگ این ریشه را از تن سفید آن جدا می كنند. و پس از چند بار جوشاندن برای از بین رفتن تندی آن، با دسته گز آنقدر آن را می زنند تا كف درست شود. این گیاه همان گیاه چوبك است كه در قدیم برای شست و شو به كار می رفته است. بعد از به دست آوردن كف مقداری شكر یا شیره انگور به آن اضافه كرده و مخلوط می نمایند تا كف كاملا سفت شود. بعد آن را تزیین می كنند و نزد بقیه افراد خانواده می آورند تا در چراغوت (شب نشینی) خورده شود.»
اما رسم جالبی كه در حاشیه پخت این شیرینی وجود دارد و بیشتر در گذشته رواج داشته این است كه بعد از تهیه كف افراد مقداری از آن را برای همسایه ها می برند. كسی كه در را باز می كند از قبل دست خود را با دوده سیاه كرده و سعی می كند تا آورنده كف را با آن سیاه كند. اگر موفق شود آورنده باید او را فردا برای نهار دعوت كند!
در شهرستان سرخس نیز هر 3 یا 4 خانواده دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب به گفت و گو می پردازند. یكی از مراسم اصلی آنها مراسم اصلی آنها كه ظاهرا دیگر منسوخ شده شاهنامه خوانی بوده است.
در تربت حیدریه نیز این شب نشینی وجود دارد و مردم اعتقاد دارند كه هر كس در این شب هندوانه بخورد در تابستان از گرما رنج نخواهد برد.

یلدا و ادبیات
اما یلدا از دیرباز و در ادبیات ما سابقه ای بس كهن دارد. یلدا كلمه ای است كه در ادبیات ایهام فراوانی را با خود به یدك می كشد. ایهام و معانی گوناگونی كه بر حسب شرایط زمانی (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی) معانی مختلفی را به خود گرفته است.
در شعر كلاسیك، معمولا زمان فراق و دوری از معشوقه و یار به شب تعبیر شده است و شاعران طولانی بودن و ناتمامی این شب را به یلدا تعبیر كرده اند.
اما رفته رفته و در زمان معاصر، هنگامی كه ادبیات و به خصوص شعر پا به پای تحولات سیاسی و فرهنگی، در رشد و اعتلای جامعه همراه بود یلدا فضایی دیگر یافت. این مساله به خصوص در شعر شاعران دهه 30 تا 50 كه انگیزه های سیاسی و اجتماعی درونمایه كلی بیشتر آثارشان را تشكیل می داد به خوبی مشهود است. آنها حكومت ستم شاهی را در شعرهای خود به شب یلدا تعبیر می كردند. شب یلدایی كه پایان یافتن اش باید به دست خلق و مردم صورت گیرد. شاید از این روست كه خسرو گلسرخی، در یكی از شعرهای خود به نام «خواب یلدا» در ابیات آخرش از یلدا چنین یاد می كند:
... اگر از خواب شب یلدا ما برخیزیم
اگر از خواب بلند یلدا، برخیزیم
همین فردا
كاری خواهیم كرد
كاری كارستان

یلدای تنهایی
اما ... دیر زمانی است كه آگاه و ناخودآگاه، صبور و بی شكیب هر بار كه سخن از رسوم و سنت های بومی و ملی ما رفته است. به خود آمده و دیده ایم كه برای از دست رفتن بسیاری از این سنت ها مرثیه سازی كرده ایم.
شاید كسی واقعا نتواند به این سوال پاسخ دهد كه یلدا در ذهن نسل بعدی كه بعد از ما خواهند رسید چه معنایی خواهد داشت.
آیا آنان نیز چون نیاكان شان، بزرگداشت و زنده نگه داشتن این جشن كهن همت خواهند گمارد یا فقط لا به لای كتاب ها و نوشته ها، نشانی از آن می یابند بی آن كه كلمه یلدا برای شان معنایی داشته باشد. یلدا؛ شبی كه برای دل سوختگان یك آن می گذرد... شبی كه می توان یك دیوان غزل با بیت های سوخته گفت.
در پس این سال ها سكوت و درازای شب های یلدا را می توان به راحتی دریافت. شب یلدای شادی كه به سكوت می گذرد! از این سال ها مدام باید گذشت.
اما نه با افتخار و گردن به غرور برافراشتن و نگاهی كه به گذشته و رسوم از یاد رفته دوخته شده اند. از این سال ها باید گذشت و یلدا را به سكوت و خاموشی نگذراند.
روح جان محتاج شادی ماست. و یلدا جشن شادی هاست. جشن تولد آفتاب و مهر. از این سال های یلداهای بی رنگ و رونق باید گذشت. تمام معنای هویت ما در گرو همین یلدا و نوروز هاست.

مأخذ : میراث خبر

برچسب ها:

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری