0

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

روستاها ر ا کی باید دوباره بسازد، متخصصین یا خود روستائیان؟

 

فرخ باور- (قسمت اول)



شاید بهتر باشدبپرسیم : چه چیزی را و چگونه بایدبسازیم، آیا همان روستاهای قدیمی یا روستاهایی نو را؟ و چه نیروهایی از پس این مهم میتوانند بر بیآیند؟ اگر بخواهیم روستاهای قدیمی را به همان شکل بسازیمبه روستائیان قدیمی نیاز داریم که دیگر بهمان شکل وجود ندارند. و اگر بخواهیمروستاهایی را بنابر نیازمندیهای تازهدوباره بسازیمحتما به مشارکتمتخصصینآگاه در زمینه های برنامه ریزی، طراحی، زیر ساختها و تکنولوژی بروز نیاز داریم. اما این متخصصین ریشه در روستا ها و در گذشته ندارند. آنها را نمی شناسند. بند ناف مدتهاست پاره شده.

باید اول از شهرک های جدید پرسید حال و روزتان خوبست؟آب دارید؟ آب دیگران را کش نرفتید؟ فاضلابتان بکجا میرود؟ خدمات اجتماعی در چه وضعی است؟ رفت و آمدتان چطور است؟ آیا آنچه که قرار بود بشوید شدید؟ یا فقط یک خوابگاه بزرگ بی هویتی که هر روز به تهران سرازیر میشوید؟ باید از شهرهایی که با مشاوران تهرانی سرو کار داشتند پرسید آنهائی که آمدند آیا مانند چترباز از بالا برسرتان نازل شدند و پی کارشان رفتند یا کارشان همان چیزی بود که انتظار داشتید؟ بنابراین، پاسخ روشن است: هم به خو د روستائیان نیاز است و هم به کارشناسان فنی، هم برنامه ریزان و هم حمایت همه جانبه نهاد ها و دولت. برنامه ریزی متمرکز، اجرا غیر متمرکز. صحبت رئیس جمهور قبل از انتخابات. اگر هرکدام از این متغیرهای معادله را حذف کنیم کار از همان طرف لنگ خواهد ماند. اگر کار را به دست بخش خصوصی بسپاریم مردم در هفت خوان رستم گیر میکنند و نتیجه از ماجرای بم بدتر خواهد شد. اگر فقط از روستائیان این انتظار را داشته باشیم، بودجه صرف کارهای دیگر خواهد شد و کارهای زیر بنایی و اصولی انجام نخواهد گرفت. اگر فقط متخصصین بیایند کار بی حکمت و بی ریشه از آب در خواهد آمد. و اگر دولت بخواهد کاری به این وسعت را تحقق بخشد، باید تمام کارهای دیگرش را به زمین بگذارد. تازه، دولت خودش چاق و فربه، دچار سرطان و عفونتهای زیادیست که هنوز معلوم نیست منشاء اش در مدیریتش هست یا در دولتیبودن و خصوصی نبودنش.

در مورد روستاها باید راه رفته را باز گشت، با این تفاوت که اگر روند تخریب سرازیری باشد روند باز سازی سربالائی است. یکایک عناصر روند بازسازی دچار از خود بیگانگی و بی هوویتی شده اند. نیروهای زیادی حاشیه نشین اند. این عناصر بهمین شکل و استعداد و ظرفیت فعلی شان از پس این کار بزرگ برنخواهند آمد. اوضاع مثل قطاری است که مدتهاست ایستاده و همه جایش زنگ زده و واگن های ته قطار آنرا به عقب میکشند. اما قطاری است که موتور نیرومندش روشن است. پس باید تمام گروه ها را دوباره طبق برنامه ای متمرکز برای براه انداختن آن آماده و تربیت کرد، بسیج کرد تا کادر های متخصص مناسب و نیروی کار اجتماعی مناسب در فرصتی کوتاه آمادهشوند. و این، کاری ممکن است. حالا یکی یکی آنها را بررسیکنیم:

 

متخصصان باید حمکت و سنتهای قدیم و ریشه دار مناطق ایران را بشناسند و با آن اخت شوند. روستائیان هم باید به تکنولوژی بروز و نیازمندیهای جدید زندگی و پتانسیل های روستاهایشان آگاه شوند. با ساختن روستاها باید فاصله ی تاریخی شهر و روستا را کم و کمتر کرد اما تا هنگامی که برای خریدمقداری مصنوعات ساخت شهر روستائیان مجبورباشند ده ها برابر زمان اجتماعی صرف شده برای تولید آنرا با تولیدات کشاورزی خود جبران کنندروستائیان به فرار از روستا ها ادامه میدهند و کسی هم به روستاهای جدید و مرمت شده باز نخواهد گشت. این مساله مربوط به رشد مکانیزه کردن تولید و بالا بردن ضریب دخالت تکنولوژی در روند تولید محصولات کشاروزی و صنایع تبدیلی است تا راندمان فعالیتهای کشاورزی بالا رفته از زمان تولید آن کاسته شده و ارزشبیشتری در فراورده های کشاورزی انباشته گردد. این کار را بخش خصوصی یا تعاونیبه تنهاییو بدون مداخله ی وسیع و بی مهابای دولت و بانک های دولتی در پوشش برنامه ها قادر به انجام نیست. پس باید پرسید آیا کارشناسان فنی و روستائیان، دو متغیر معادله، دارای چنین آمادگی هستند یا این کهفرصت اینکار را هنوز پیدا نکرده میخواهند دست به کار آزمون و خطا شوند؟ برای فعال کردن روستائیان باید آنها را از نظر سواد، هندسه، فیزیک و مکانیک، دروس نظری و عملی آماده کرد تا مخرج مشتکرکی با متخصصین و دانشگاهیان داشته باشند. همچنین باید فنون و علوم اجرائیمربوط رشته ی ساخت و ساز یک دهکده ی بروز ، همراه با آموزشهای مربوط به کار کشاورزی، برنامه ریزی و مکانیزه کردن آن را به آنها انتقال داد.این ایده همانی است که میخواهد دانشگاه را بصورت اجتماعی در بیآورد و درهمان مکان کار و تولید گسترش دهد. که یکی از پیشنهادهای رئیس جمهور در طول فعالیتهای انتخاباتی بود. پس، روستاهای جدید را نباید برای روستائیان ساخت بلکه باید با آنها ساخت.

در گذشته روستاها بدست خود روستائیان و بطور خود جوش ساخته شدند. چه به شکل کاه گلی مناطق خشک و نیمه خشک و چه به شکل خانه های شمال با سقف شیبدار سفالی و پوشالی. ( در این باره چند سال پیش در گزارشی به اشتباه ساختاری سقفهای شیب دار شمال اشاره کرده ام، که باعث فرو ریختن آنها شد.). روند ساخت آنها کند و بطئی در طول قرنها شکل گرفته و عناصر ساخت و ساز آنها محلیو معماری آنها بدون معمار طوری در طبیعت جوش خورده بود که بنظر می آید تداوم منطقی آن باشد. اینها همه حکایت از سادگی مساله میکند. اما در همان زمان نیزآن روستاها، بدون سرمایه گذاری و مدیریت مالکان برای ایجاد قنات ها و مشارکت قنات سازها و میرآب ها و کسانی که تخصصشان تخمین محل چاه مادر و یافتن بهترین مسیر آب های زیر زمینی بود میسر نمی شد. بدون آب شیرین هم هیچ چیز دیگری در این مناطق بوجود نمی آمد. تمام اینها نیز به برکت حکمتو سنت و تجربه و باورهای بسیار قدیمی این سرزمین رخ می دادهکه ریشه در علم و دانش تجربی کهن مردم ایران و در تعادل و هماهنگی با محیط زیست قرار داشته است. روستا های خواب آلود از شهر ها بدور و سکنه ی آنها نیز محدود .

 

اما ، زلزله های پی در پی اجتماعی و سیاسی دهه های اخیر، قبل و بعد از انقلاب اسلامی، تار و پود روابط اجتماعی و از جمله رابطه ی میان شهر و روستا را از هم گسسته و زیررو رو کرد. وجود مراکزی چون پژوهشکده ی مردم شناسی، افرادی دانش پژوه مانند دکتر پاپلی یزدی، مهندس مجید لباف خانیکی و کتاب جالب قناتهای تفت ، یا دکتر مهندس سازه فرهاد تهرانی که در تاریخ حمام های ایران کاوش میکند و استاد کاران و معمار باشیها و آسیابان سالخورده نشان میدهد همه چیز ریشه کن نشده و امید ی واقعی برای دوخت ودوز میان و کهنه و نو وجود دارد. اما بسیاری دیگر گوشه نشین اند و بکار گرفته نمیشوند. شرم آور است که تیراژ کتاب قناتهای تفتفقط هزار نسخه است. اگر همین کتاب با ارزشدر دانشکده های معماریو کشاورزی و میراث فرهنگی، و در پژوهشکده ها و کتابخانه ها مطالعه میشد تیراژ آن به چندین ده هزار نسخه میرسید و این دانش گسترده شده و تحت برنامه ای عملی در می آمد.

بودجه ی پژوهش کشور چند در صد از بودجه ی کل را تشکیل میدهد؟ یک و نیمدر صد؟ این هم چیزی نیست که از قلم افتاده باشد . در تمام روستاها باید کارگاه های کوچکی برای پژوهش در باره یمسائل بازسازی و مقاوم سازیخانه های کاه گلیبوجودآورد وعناصر جدید ساختمانی برای مقاوم سازی و سبک سازی، عایق ها و رنگها، وجنسهای جدید به رنگ خاک برای کفسازی کوچه ها تولید شود تا جای آسفالت را بگیرد و بتواند هم سرعت بیشتری به اجرای کار بدهد، هم از خرج آن بکاهد. سقفها یکاه گلی مانند بخشی از خانه های نیاسر و پائین دست ماسوله با قیرسیاه و زشت نشود. یا مثل بعضی از سقفهای ماسوله کهبا بتن پوشش شده ، ترک نخورد و آب پس ندهد. استفاده از گرد و مایع سیلیکن در ملات سیمان شناخته شدهاما فراگیر نشده . سالهاست که مخزنهای بتنی آب را کسی قیر اندود نمیکند و از مواد سیلیکنیدر سیمان پرتلند استفاده میشود، اما اینجا هنوز از قیر گونی و قیر اندود استفاده میکنیم. سیستم پوشاندن گنبد های کاه گلی و دیوار ها با شبکه و تورهای بزرگ نایلونی با مقاومت کششی زیاد و انعطاف پذیر فکر خوبی برای مقاوم سازی سازه های قدیمی کاه گلی است.میتوان مقداری از آنرا از روسیه که این فراورده را ارزانتر در اختیار میگذارد وارد و اجرای آن را آزمایش کرد. پژوهشکده هاباید شیوه جوش دادن این توری ها را در کاه گل، با حرارت یا با ملات یا با شیوه ی دیگری که وزن سقف و گنبد را افزایش ندهد پیدا کنند. مسائل دیگر را خود روستائیان مطرح خواهند کرد. مراکز پژوهشی پتروشیمی و کارشناسان آن در روستاها و در دانشگاه ها و مراکز بزرگ تولیدی کشور بخشی از فعالیتشان را به این موضوع اختصاص دهند.

هنگام بررسی پنج آسیابنیمه ویران آبهای گرم کوهستان گنو یک کارشناس محلی گفت هنوز یکی از آسیابانهای قدیمی زنده است و تمام مکانیزم اجزای چوبی آسیاب را میداند. پیشنهاد کردمبلافاصله به سراغش بروند و هر چه را که میداند ضبط کنند وبرنامه ای را برای مرمت و بکارانداختن دست کم یکی از آسیابها تهیه کنند. این کار میتوانست به یکی از جاذبه های جهانگردی تبدیل شود، اما نشد. در اصطهبانات 9 آاسیاب آبی پشت سر هم قرار دارد که یکی از آنها هم کار نمیکند و به انبار تبدیل شده اند. دکتر معمار احمد پرتو می گفتیک انگلیسی که به آنجا رفته بودسینه خیز میکوشید از مکانیزمهای آن چیزی سر در بیاورد. اما قهوه چی آسیاب قدیمی پل زمان خان، که تا سه سال پیش سالم بود، برای راحتی کار قهوه خانه اش آن را با بتن پر کرد. اینها و چیزهای مشابه همان ریشه هایی است که قطع شده و میشوند.

 

تخته قاپو و اسکان عشایر یکی از این صدمات بزرگ اجتماعی – فرهنگی و انسانی این سرزمین است. هدف از اصلاحات ارضی از نوع سرمایه داری در دولت سلطنتی گذشته اختراع یک قشر یا طبقه ی بورژوایی بود. سیاست های چهار دولت در 16 سال گذشته هم همین هدف را داشت. یعنی اول رشد استخوان بندی یک طبقه بورژا- سرمایه دار و بعد عدالت اجتماعی- اقتصادی. گفته میشد عدالت اقتصادی یک عوام فریبی است! اما در نظام سرمایه داری رشد اقتصاد با عدالت اقتصادی و اجتماعی در تناقض و تعارض است . تمام مسائل مربوط به این دوره، از جابجائی ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی مربوط به سالهای جنگ، تا سیاستهای نوع ایرانی سرمایه داری دلالی - کالایی حریص و شتابزده ی بی برنامه ای که بنابر منافعشآب را گل آلود میخواست و نمی خواست چیزی طبق برنامه تنظیم و شفاف شود، و دولتهایی که سیاستآزمون و خطا را تجربه کردند، همگی دست به دست هم دادند تا از کشوری عمدتا کشاورزی ملقمه ای ساخته شود که بیشتر مردمانش در شهرها و در حاشیه های اجتماعی – اقتصادی آن زندگی میکنند و شهرها بهآشفته بازاری تبدیل شدند مرکب از فرهنگ روستایی و دلالی داخلی و خارجی در کنار پیشرفته ترین جنبه های تکنولوژی مدرن، جایی که همه میدوند و بدور خود می چرخند و مثل لخته ای خون توی رگ ها گیر میکنند و کمتر بجایی که میخواهند میرسند.

کشاورزیدر درجه ای پست قرار گرفت ، رها شد، روستاها متروک شدندو مردمش دچار بدبختی های خانوادگی و صدمات اجتماعی شدند. قنات ها خشکیدند و بجای آنها چاه های آب عمیق زده شد. اما چه کسانی مجوز حفر چاه عمیق را دارند؟ برایکدام زمین، کدام مالکیت و برای کدام محصولات چاه های عمیق زدهشد؟ جواب هرچه باشد، حفر چاه های عمیقو پایین رفتن لایه های آب زیر زمینی نظم قدیمی قنات ها و چاه های کم عمق خانه ها را از بین برد و در ضمن نتوانستکاملا جایگزین نظام کهنه بشود.خود این مساله به یک برنامه ریزی همه جانبه یکشاورزی و آبرسانینیاز دارد تا بتواند و بخواهد اساسا منافع اجتماعیروستائیان را مد نظر قرار دهد. یک رادیوگرافی دقیق از شرایط اجتماعی و بهداشتی روستاها و وضعیت تولیدات آنها نشان خواهد داد چگونه و چقدر دچار از هم گسستگی و مهاجرت شده اند تا بتوان بر اساس آن حدس زد به چه کارهایی نیاز است و انتظار داشت مردمروستا و شهرستانها محل زندگیشان را ترک نکنند و بخشی از روستائیان شهرنشینبه روستاها و بهکشاورزی بازگردند. که موضوع برگزاری این گفتگو و دانه پاشی یا سمینار می باشد.

برای مثال، آیا روستایی مانند ماسوله که به همت دکتر مهندس معمار شفیعی از میراث فرهنگی این چنین زیبا باز سازی شده باعث بازگشت عده ای از روستاییان میشود یا برعکس، زمینهای مسکونی گران شدهو بجای روستائیان سرمایه داران رشتی و تهرانیمالک خانه های مرمتی میشوند؟ مالکانی که یکی دو ماه از دوازده ماه بیشتر در آنجا حظور ندارند و باعث رونق و شادابی آن نمیشوند و با اخلاقی که دارند اگر رویشان زیاد شود و اگر بتوانند حتی حفاظ هایی آهنیدور پشت بامهایشان خواهند کشید. مسئول میراث فرهنگیکارگاهی در ماسوله براه انداخت که فن و هنر نجاری و ساخت در و پنجره های سنتی چوبی را به مردم محلی انتقال دهد تا خود مردمبجای در و پنجره ی آهنی از آنها استفاده کنند.این کارگاه ها میتوانند دوره های مختلفی را براه بیندازند، امتحان بگیرند و آن مدرک معروف دانشکدهرا به روستائیان بدهند. بازهم از پیشنهادهای رئیس جمهور در انتخابات.

نقش توریسم و ایران گردی در روستاهای جدید چیست؟فضاهای معماریآن در روستاهای جدید را نمیتوان بطور مجرد در نظر گرفت. این پدیده اگر بطور اجتماعی برنامه ریزی نشود از نوع سرمایه داری اش خواهد شد که البته فضاهای معماری خود را ایجاد خواهد کرد اما مانند بک خوره، شتابان هرچه را که قابل مصرف باشد میخورد و به تفاله تبدیل میکند و میرود تا خدمت مکانهای بکر و باکره ی دیگر برسد. شما فقط به چنارهای چندین صد ساله ی امامزاده ها توجه کنید که بمحض رسیدن آسفالت ،گلوی آنها را فشرد و آنها را خفه کرد و خشکاند. آیا کسی نمیدانست ریشه ی درخت هم تنفسمی کند؟ این، نماد همان فرهنگی است که ریشه ها و هوویتو سنتها را خشکانده و می خشکاند . در برابر آن باید دانش اگریتوریسم یا ترکیب جهانگردی و ایرانگردی با تولیدسنتی و مکانیزه یمحصولات کشاورزی و صنایع دستی محلی را براه انداخت و تجربه کرد.تجربه ی سالهای هشتاد و نود میلادی در ایتالیا نشان میدهد برنامه ی توریسم کشاورزی به سرعت جنبه ی اجتماعی و ارزان قیمتش را از دست داد و به اگروبیزینس سرمایه داران بزرگ تبدیل شد. مجتمع ها و خانه های روستایی- کشاورزی از کار افتاده به هتلهای پنج ستاره به بالادر دل طبیعت زیبابرای اقامت سرمایه داران بزرگبین المللی تبدیل شدند.در جایی کوهستانی که مشغول مرمت خانه های متروک روستایی برای اگریتوریسم بودم اسب در اختیار توریست ها برای تعطیلات آخر هفته گذاشته میشد تا آنها را از کوهستان آمیاتا عبور دهد وبطرف دریای تیرنی ببرد، در خانه های روستایی میان راه اطراق کنند، از محصولات آنها استفاده کنند و لحظه ای با روستائیان بوده رابطه ای دوطرفه بوجود آید. سرمایه داری شدن این برنامه ی کشاورزی- اجتماعی اتفاقی و خود بخودی نبود و نتیجه ی سیاست اقتصادی محافل مدیریتی استانهای ایتالیای مرکزی بود که نه تنها به دنبال سرمایه های بزرگ رفت بلکه کشت زار های بزرگ انگور و تولید شرابهایمعروف تسکان را در اختیار سرمایه گذاران آمریکایی قرارداد، و خانه های روستایی را به آلمانی ها و انگلیسی ها که از قدرت خرید بسیار بالاتری برخوردار بودند فروختند .این مساله باعث گرانی وحشتناک قیمت زمین، ساختمانهای روستایی و فراوردهای لبنی و کشاورزی شد. اقشار میانه ی مردم فقیر و از قدرت خرید آنهاکاسته شد. که به نوبه ی خود باعث شد مصنوعات مصرفی این اقشار میانه نیز از بین برود و ده ها هزار کارگاه و کارخانه ی کوچک و میانه ی ایتالیای مرکزی در هر زمینه ی تولیدی دچار ورشکستگی و نابودی بشوند. از نظر سیاسی هم رفته رفته اولین حزب به کسانی تعلق گرفت که در انتخابات شرکت نمیکردند یا رای باطل میدادند. عده ی زیادی از اقشار میانی بدنبال این حزب و آن حزب به چپ و راست رفتند تا عاقبت از یک ایتالیای ضد فاشیست که روز ملی اش روز شکست فاشیسم بود دولت برلوسکنی و فینی فاشیست سابق سر بر آورد که روز ملی اش روز پیروزی ایتالیا در جنگ اول بر اطریش شد. نباید آن راه رابرویم. مرمت روستاها و خانه های مرمت شده ی اربابان بزرگ مانند خانه ی آقازاده در ابرکوه نباید برای سود آوری در اختیار از ما بهتران قرار گیرد بلکه جنبه ی عمومی پیدا کند. پارکها و کاخهای بزرگ اشراف ایتالیا پس از پیایان جنگ دوم عمومی شد و در اختیاررایگان مردم قرار گرفت.

لازم است یک سیاست اقتصادی که متوجه جامعه باشد این فعایت بزرگ را تدوین کند و آن را به دست بازار عرضه و تقاضاو بخش خصوصی و رقابت آزاد سرمایه داران و حامیان سیاسی آنها نسپرد، تحت برنامه ای متمرکز و کنترل سازمانها و تعاونی های اجتماعی بیاورد، و بخش تازه ای از کالبد روستاها را بهبرنامه هایتوریسمکشاورزی و تعاونی های تولید صنایع دستی اختصاص دهد، در کنار آنها تمام خدمات دیگر مانند چای خانه و قهوه خانه و درمانگاه و باشگاههایی را بسازد که در کنار فعالیتهای تفریحی ورزشی هنری و فرهنگی، فضایی را مثلا برای گیاهان داروئی و شناساندن خواص آنها بوجود بیاورد و در آنها پزشکان تجربی بومی و پزشکان شهری کنار هم کارکردهبه مردم رسیدگی کنند.


ادامه دارد....

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری