امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ادبیات و هنر در تمدن اسلامی
قسمت اول : اسلام و هنر

سید حسین نصر




اسلام تمدنی را پدید آورده كه در آن هنر همواره جایگاهی مهم و مركزی داشته است، و این جایگاه هنر تا زمانی كه این تمدن دوام داشته باشد باقی و برقرار خواهد بود. می‌توان گفت كه چشم انداز و نگرش اسلام مبتنی بر بعد زیبایی در زندگی است و بنا بر همان حدیث مشهور كه می‌فرماید «ان الله جمیل یحب الجمال» زیبایی و نیكی را به خود ذات خداوند مربوط می‌سازد. تاكید بر رعایت آداب و پاكیزگی در زندگی دینی و حیات روزمره و نیز دستورات صریح قرآن به درك زیبایی‌های خلقت و همة آنچه خداوند آفریده است، بوضوح عنایت جدی اسلام را به زیبایی نشان می‌دهد. اگر به پدیده‌های تمدن اسلامی، از معماری و شهرسازی تا شعر و سایر صور ادبی، توجه كنیم اهمیت هنر را به نحوی كه سنتاً فهمیده می‌شده است، در جهان اسلامی خواهیم دید. شاهكارهای بزرگ هنر اسلامی، همچون مساجد جامع قرطبه در اسپانیا، قیروان در تونس و ابن طولون در قاهره یا نظایر دیگر آنها در این سوتر شرق جهان اسلام، مثل بناها و مساجد استانبول و مخصوصاً اصفهان و سمرقند، نه تنها جلوه‌هایی از روح وحی اسلامی را بلاواسطه بازتابانده است، بلكه اصلاً طنین جان و جوهر همان روح است و به یك معنا، روشن‌ترین و عینی‌ترین پاسخ را به این سوال می‌دهد كه «اسلام چیست؟» این بناها برخی از مهمترین جنبه‌های پیام اسلام را در هماهنگی و تناسب و صفا و روشنی و آرامش خود متبلور ساخته است.
هنر اسلامی توانسته است در طول قرون متمادی محیطی فراهم آورد كه در آن مسلمین با به یادداشتن دایمی خداوند و با عنایت و تامل در باب زیبایی كه النهایه فقط ناشی ازخداوند است كه به مفهومی مطلق و نهایی زیبا (الجمیل) است، زندگی و كار كنند. هنر اسلامی مستقیماً هم با روح قرآن و وحی اسلام مرتبط است هم با صورت ظاهری آن. این هنر در پی بازتاباندن یگانگی خداوند است، و اجتناب آن از ارائه هرگونه صورت شمایل سازانه یا تمثال پردازانه‌ای از الوهیت به همین دلیل است. این هنر بر ناپایداری این جهان و جاودانگی ماورای آن تاكید دارد. این هنر در پی مربوط كردن هنر با زندگی روزمرة مردم است؛ و هنر را از زندگی جدا نمی‌كند. در واقع رایج‌ترین تعابیر و الفاظی كه در زبان عربی برای اطلاق بر مفهوم هنر به كار می‌رفته، یعنی تعابیری همچون «صناعه» و «فن»، نه تنها بر هنر به معنای غربی این اصطلاح دلالت می‌كرده، بلكه معنای انجام دادن خوب و صحیح هر امری را نیز می‌رسانده است. علاوه بر این، اسلام همواره بر رابطة نزدیك هنر و دانش تاكید داشته و تاكید مكرر پر سابقة بسیاری از استادان هنر و صنایع دستی در جهان اسلام بر این كه هنر ناشی از ازدواج «فن» و «حكمت» است، نیز همواره موید این معنا بوده است.
صورت ظاهری قرآن كریم و زیبایی و معنای باطنی آن هر دو از خداوند است. هنر اسلامی نیز به همین نحو پیامی را كه در بطن وحی اسلامی است به اشكال و صوری عرضه می‌كند كه مستقیماً منعكس كننده اصل و منشأ معنوی و آسمانی اسلام است و به خداوند فرا می‌خواند. هم روح هنر اسلامی و هم اشكال و صور آن هم دو هم ملهم از وحی اسلامی است و هم با آن مربوط است. مطالعة عمیق قرآن مجید و معانی باطنی و اوزان و آهنگ‌ها و اصوات و كلمات و عروض آن و تاثیر و نفوذ شگرفی كه بر روح مسلمین دارد، همراه با تامل دقیق در حیات حضرت رسول (ص) و زیبایی روح او كه در اقوال و اعمال او، یا احادیث نبوی منعكس است، سرچشمه‌های درونی و نهایی و بنیادهای اساسی هنر اسلامی را معلوم می‌سازد. البته هنر اسلامی در زمینه‌هایی همچون معماری، نساجی، مفرغ سازی و مسگری، و بسیاری دیگر از انواع هنرها، شیوه‌های متعددی را از تمدن‌های گوناگونی مثل ایران باستان و بیزانس وام گرفته است. اما همة آنچه را كه از این تمدن‌ها وام گرفته در پرتو وحی قرآنی دیگرگون ساخته و از آنها اشكال و صورت‌های هنری كاملاً متمایزی پدید آورده است كه مظاهر و شواهد آن را می‌توان در سرزمین‌هایی كه از شرق تا غرب گسترده است دید.
اگر چه در میان مكاتب هنری گوناگون متعلق به مناطق مختلف جهان اسلام، كه احتمالاً هنر ایرانی خلاق‌ترین و گسترده‌ترین آنها را عرضه كرده، تفاوت‌هایی محلی مشهود است، اما همة انواع و مكاتب متنوع و متعدد هنری در تمدن اسلامی در اصول اساسی معینی مشتركند. ویژگی اساسی این هنر استفادة دایم از نقوش اسلیمی، طرح‌های هندسی، و خوشنویسی به عنوان نشانی از حضور دایمی كلام خداوند در همه جاست. این هنر بر آنچه اصطلاحاً به نگرش «انتزاعی» یا «مجرد» موسوم است و در واقع به معنای گشودن دریچه‌ای بر جهان معقول، و نقشپردازی و تكرار طرح‌هایی است كه به یك معنا انسان را به مشاهده یا بازیافت نامتناهی در اشكال متناهی رهنمون می‌شود، تاكید دارد. همة این عناصر را می‌توان در هنر اسلامی در هر جا كه باشد، از اندلس گرفته تا مصر و ایران و جاهای دیگر، دید. البته هر كدام از گروه‌های نژادی و قومی عمده در درون جهان اسلام هنری پدید آورده‌اند كه به نحوی بارز و مشخص انگ و نشان خود آن قوم را دارد، مثل هنر ایرانی، هنر ترك، هنر مصری، هنر شمال افریقا و اندلس، هنر هندی، هنر اندونزیایی، هنر مالزیایی و نظایر آن، اما وحدت اسلام از ورای همة این سنت‌های گوناگون و غنی هنری، متجلی است.


مأخذ :
سید حسین نصر، جوان مسلمان و دنیای جدید

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری