امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 

تهرانی ها هنوز به خاطر دارند كه دروازه های متعدد تهران چند سال پیش چگونه تخریب شد و چرا هیچ اثری از بناهای قدیمی برجای نمانده است



 
 
شیده لالمی
 
lastgate1.jpg
 
 

كاشی های آبی رنگ تكه تكه شده، داربست بدقواره و زنگ زده و مناره ای خاك خورده و خاموش، تنها بازمانده های دروازه محمدیه تهران است. گویی زمانه با این میراث كهن، سر ناسازگاری داشته و حالا آن قدر كاشی قدیمی اش فرسوده و بی رنگ شده و آن قدر تكه های شكسته آن از هم دور افتاده كه نمی توان عبارت حك شده روی كاشی ها را خواند.
زمانه، مردمان شهر و اهالی بازار با دروازه محمدیه نامهربان بوده اند. ساخت و سازهای عمودی در بازار تهران، رد تاریخ را از پیكر این دروازه پاك كرده است. دروازه به دو نیم تقسیم شده را در سمت راست مغازه های بازاریان احاطه كرده و بخشی دیگر هم در سمت چپ در میان مغازه های دیگر محصور شده است.
در شتاب لحظه های گذر از بازار تهران، هیچ عابری نیست كه لحظه ای سربلند كند تا در تخیلش هم، شكوه و هیبت این دروازه را به خاطر آورد.
قدیمی ترین سند هویت تاریخی تهران میان حركت شتاب آلود رهگذران و سودای تمام نشدنی سود و سرمایه، تنها مانده است.
كاشی های آبی رنگش هر شب سست تر می شوند و كابوس تخریب و احداث مغازه های جدید لحظه ای رهایش نمی كند. میان شیارهای ایرانیت های شیب دار بازار تهران، جایی برای آخرین دروازه این شهر كهن نیست. دروازه محمدیه پیر شده، فرتوت و انگار چیزی از باقی مانده عمرش نمانده است. گفته می شود كه هر شب، برخی سوداگران گوشه ای بیشتر از این دروازه را تخریب می كنند. صدای تیشه و كلنگ دروازه را كر می كند و نیز هیاهوی آدم هایی كه از سابقه تاریخی آن هیچ نمی دانند.
اینجا همان دروازه غار است كه مردم فقط از آن جز نامی نشنیده اند. مدام نامش را تكرار می كنند اما نمی دانند كجاست و در كدام نقطه از شهر تهران واقع شده است.
كاشی های این بنا ساخته دست استاد «محمدقلی كاشی پز» بود. اما ارتفاع مناره آن قدر بلند است كه نمی توان از آن بالا رفت و امضای استاد را روی كاشی ها خواند.
دروازه آن قدر در میان حصار بازار محدود شده كه مشكل بتوان هویت تاریخی اش را در ذهن مجسم كرد. با این وجود به گواهی اسناد تاریخی و كسانی كه خاطره احداث این بنا را در ذهن ثبت كرده اند، در سال ۱۲۵۰ و در زمان سلطنت محمد شاه قاجار ساخته و به دروازه محمدیه معروف شد. هر چند كه اهالی محل، دروازه غار می نامندش.
دروازه محمدیه آخرین دروازه تهران است اما تنها دروازه احداث شده در این شهر نیست. شهروندان تهرانی كه اكنون ۶۰ بهار را پشت سر گذاشته اند، حتماً به خاطر دارند كه تهران با دروازه های متعدد، چه شكل و شمایلی پیش از این داشته است و هنوز به خاطر دارند كه دروازه های متعدد تهران چند سال پیش، چگونه تخریب شد و چرا هیچ اثری از بناهای قدیمی برجای نمانده است.
تهران قدیم از زمان فتحعلی شاه، دارای دروازه شد. در این زمان تعداد دروازه های تهران شش بنا بود. اما بعدها در دوره ناصری به ۱۲ دروازه افزایش یافت. «اوژن فلاندن» جهانگرد معروف كه در سال ۱۲۸۱ قمری به تهران سفر كرده بود، درباره دروازه های تهران می نویسد:  «حصار شهر تهران مانند سایر شهرهای كشور دارای برج ها و مناره هایی است كه اطراف آن خندق ایجاد شده است. در تهران شش دروازه است كه با كاشی های رنگارنگ تزیین شده و برخی از دروازه ها قلعه كوچكی دارند كه در فاصله یك صد متری دروازه ها و كنار این قلعه ها، خندقی حفر شده است.»
در عهد ناصری، دروازه های تهران وضع بهتری پیدا كرد. دروازه های دوره ناصری از نظر كاشی كاری و نقش و نگار، كتیبه ها و ستون ها با گذشته متفاوت است. كاشی های دروازه ها در این زمان به نقش رستم و دیو سپید و یا رستم و اسفندیار آراسته شده بود. در گذشته های نه چندان دور، ۹ دروازه داخل شهر تهران بود و چهار دروازه نیز در چهار گوشه شهر و یك دروازه هم مخصوص خروج قطار تهران ـ ماشین دودی ـ بود. دروازه های خیابان چراغ گاز (امیركبیر فعلی)، باب همایون، علاء الدوله، لاله زار، ارك، غار و سردر الماسیه دروازه هایی بودند كه در تهران قرار داشتند. دروازه شمیران در شمال، دروازه باغ شاه در غرب، دروازه خانی آباد در جنوب و دروازه خراسان در شرق چهار دروازه ای بودند كه پایتخت را از خارج محصور كرده بود.
غیر از این دروازه ها، دروازه های دیگری هم در شهر بود كه دروازه یوسف آباد، دولت، گمرك، دولاب و دوشان تپه از جمله آنها است.
 
lastgate2.jpg
 
 

تهران در مجموع ۱۲ دروازه داشت اما غیر از این دروازه ها، یك دروازه هم در این اواخر نزدیك باغ شاه احداث شد و دروازه ای هم در دارالخلافه كه می توان آن را دروازه میدان مشق خواند كه سال ها بر سردر آهنی و بزرگ آن نقاره می زدند.
زمانی كه دروازه های تهران هنوز برپا بود، شب ها چند ساعت بعد از غروب آفتاب، آنها را می بستند و رفت و آمد از آنها ممنوع می شد. هر دروازه مامورانی داشت كه رفت و آمدهای مردم را كنترل می كردند و تنها به كسانی كه اسم شب را می دانستند اجازه ورود یا خروج می دادند. ماموران دروازه ها به رسم آن زمان، بابت هر بار و از هر مسافر عوارض دریافت می كردند. قاعده قانونی دریافت عوارض برای هر چهارپا، ده شاهی، برای بار قاطر و هر نفر ۱۵ شاهی، شتر یك قران، درشكه دو قران، دلیجان سه قران و اتومبیل پنج قران بود. غیر از مامورانی كه عوارض رفت و آمد از دروازه ها را دریافت می كردند، مامورانی نیز اموال مردم را بازرسی و مردم را مجبور می كردند كه همه بارهای خود را باز كنند و به تناسب میزان آنها دوباره عوارض بپردازند.
اگر چه ماموران تفتیش از دولت حقوق می گرفتند اما هرگز از محل فعالیت آنها چیزی عاید دولت نمی شد. خاطرات تلخ و شیرین تهرانی های قدیم از دروازه ها و حصارهای تهران، روزگاری را تصویر می كند كه با خیابان كشی های جدید در پایتخت، در دهه اول سلطنت پهلوی با برافراشتن پرچم قرمز دروازه های قدیمی و خندق های تهران را یكی پس از دیگری تخریب كردند.
اولین جریانی كه دروازه ها و خندق های قدیمی تهران را تخریب كرد مربوط به سال ۱۲۸۴ هجری قمری است زمانی كه برای توسعه تهران، خندق و برج و باروی طهماسبی را تخریب كردند. تا سال ۱۲۸۴ هجری قمری تهران همچنان در حصار كهن شاه طهماسبی قرار داشت و به حداكثر گسترش خود رسیده بود اما افزایش روزافزون جمعیت، كمبود زمین برای خانه سازی و سرانجام نیاز به شهری كه در خور پایتختی ایران باشد، ناصرالدین شاه را بر آن داشت تا اندیشه گسترش تهران را به مرحله اجرا درآورد. در زمان ناصرالدین شاه و پیش از آنكه در دوره پهلوی همه دروازه ها و خندق های تهران را تخریب كنند، اجرای طرح توسعه تهران بر عهده میرزا یوسف مستوفی الممالك صدراعظم و میرزا یحیی وزیر دارالخلافه گذاشته شد. در آن زمان ناصرالدین شاه تنها قصد توسعه شهر تهران را داشت، نه تخریب دروازه های قدیمی. حتی پس از تخریب باروی طهماسبی، احداث بارو، دروازه های جدید بیش از ۱۰ سال به درازا كشید. هر چند این دروازه ها به نحوی جدید و با معماری پیچیده تری ساخته شد اما در سال ۱۳۰۹ شمسی تمام دروازه های تهران به یكباره ویران و خندق ها نیز پر شد. ایجاد خندق و دروازه در تاریخ تهران برای جلوگیری از حمله اشرار، دزدان و احیاناً دشمنان صورت گرفته بود و تخریب دروازه ها موجب شد كه تهران تا سال های طولانی حد و مرز مشخص نداشته باشد. هم اكنون از میان تاریخ كهن دروازه های تهران تنها یك دروازه ویرانه باقی مانده و آن دروازه محمدیه در بازار تهران است. اقدام موثر شهرداری برای رفع تصرف بازاریان از این منطقه و همكاری كسبه برای احیای این میراث ارزشمند تنها دریچه ای است كه امید به زندگی و ادامه حیات دروازه محمدیه را افزایش می دهد. دروازه ای كه خاطره جمعی همه دروازه های قدیمی تهران را در مناره های خاموشش، حبس كرده است.
 
روزنامه همشهری  سال سوم - شماره ۱۷۵

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری