0

گفت‌وگو با محمد مجیدی، معمار و برنده جایزه بزرگ معمار

موسسه معمار نشر امسال نیز جایزه بزرگ معمار را برگزار كرد و مثل همیشه چون برگزاركنندگانش، به زعم ما هنوز به آن درجه از بزرگی و حرفه‌ای‌گری نرسیده‌اند كه طاقت انتقادها را داشته باشند، همه چیز پشت درهای بسته، یا درهایی كه به روی روزنامه نگاران منتقد و صاحب عقیده بسته بود، برگزار شد و ما نتوانستیم با برترین‌های این مسابقه در همان زمان دریافت جایزه گفت‌وگو داشته باشیم و البته این امكان هم ایجاد نشد با داوران هم درباره داوری‌ها صحبت كنیم. گفت و گو با مهندس محمد مجیدی نیز در خانه هنرمندان و در برنامه‌های حاشیه ای معمار نشر میسر شد و البته شاید به همین دلیل، بیشتر حاشیه‌ای است تا یك گفت‌وگوی علمی‌و تخصصی. این را بگذارید به حساب برگزاركنندگان مسابقه كه هدفشان تعالی معماری ایرانی است به آن شرط كه كسی از چیزی انتقاد نكند!

آقای مجیدی نكته جالب اینجاست كه جایزه بزرگ معمار در این دوره بیشتر به جوان‌ها تعلق گرفت...
به نظرم برای اولین بار نبود كه این اتفاق می‌افتد.... اصولا نظرتان در مورد این شیوه چیست؟

اگر منظورتان برگزاری مسابقه است، كه پنج سال است جایزه بزرگ معمار برگزار می‌شود و به عقیده من در عمده دوره‌ها شاهد حضور جوانان بودیم. به عقیده من به نوعی مسابقه معمار توانست مرزبندی‌ها را عوض كند، معادلات ارجاع كار به شركت‌های معماری را تغییر بدهد و جوانانی كه در این حرفه مشغولند، توانستند از طریق مسابقات جایزه بزرگ معمار و حتی خود مجله معمار خودشان را در این عرصه بشناسانند و این خودش سرآغازی شد برای ارجاع كار به این گروههای جوان و به نظر من تداوم این اتفاق نشان داده، دارند به سمت درستی پیش می‌روند. تركیب گروه‌های داوری تغییر كرده ولی نتیجه به عقیده من تغییر چندانی نكرده است.
بنابراین وقتی كه شركت می‌كردید، این امید را داشتید كه جزو برندگان باشید؟
من یاد گرفتم وقتی در مسابقه‌ای شركت می‌كنم دیگر به نتیجه‌اش فكر نكنم. كار ما زمانی كه تمام می‌شود در ذهن من هم تمام می‌شود تا روز اعلام نتایج و مادامی ‌كه تركیب هیات داوری تغییر می‌كند نتایج هم ممكن است تغییر كند ولی جالب این است كه كلیت در این مسابقه تغییر نكرده است. به عنوان مثال در این مسابقه 12 طرح را برگزیده بودند. من تصور می‌كنم كه تركیب داوران، كلیت را مد نظر داشت. چه بسا اگر داوران دیگری بودند عقاید دیگری داشتند؛ در نهایت برآیند كلی مهم است صرفا این كه چه كاری اول شده چه كاری دوم، خیلی اهمیتی ندارد. به نظر من مجموع این آثار و كلیت كار می‌تواند در پیشرفت معماری ایران موثر باشد.
یعنی معتقدید كه داوران تحت تاثیر یك محور و كلیت مشخص داوری كردند؟
به خصوص امسال شاهد یك استخوان بندی منسجمی از نحوه داوری بودیم كه علاوه بر گروه داوری گروه دیگری سیاست‌های راهبردی كلانی را تدوین كرده بودند كه داور‌ها هم متاثر از آن كارها را قضاوت كردند. به عقیده من حركت درستی بود.
كاری كه شما ارائه كردید چه بود؟
ما یك انبار پنبه با قدمت حدود 50 سال را تبدیل به انبار و نمایشگاه مبلمان كردیم. طراحی و اجرای این پروژه توامان به عهده شركت ما بود.
به عقیده من موفق ترین معمارها و معماری‌ها، آنهایی بودند كه خودشان بودند و كمتر تظاهر كردند. هر چه در معماری بتوانیم صادق باشیم موفق تر هستیم. شما سال‌های قبل هم در مسابقه جایزه بزرگ معمار شركت كرده بودید؟
ما از این 5 دوره در 2 دوره دیگر هم حضور داشتیم كه در هر دو دوره كارهای ما جزو كارهای منتخب هیات داوری بود.
برخی معتقدند جایزه بزرگ معمار تشكیلاتی پشت پرده دارد، نظر شما چیست؟
فكر نمی‌كنم این طور باشد، تركیب متنوع هیات داوری همان طور كه گفتم، این شائبه را از بین می‌برد.
در همین هیات داوران متغیر آدم‌های ثابتی هم هستند. مثل آقای افشار نادری!
من حضور ایشان را اتفاقا خیلی مثبت ارزیابی می‌كنم و در بسیاری از مسابقات دیگر معماری هم ایشان حضور داشته‌اند، به عقیده من ایشان به معماری روز دنیا به خوبی آگاه هستند. از تئوری‌های مطرح دنیا خبر دارند. به عقیده من حضور داورانی كه بتوانند تشخیص بدهند اصالت كارها در چه حد است، بسیار ارزشمند است؛ ادبیات معماری را دكتر افشار نادری توانستند در این سال‌ها جا بیندازند و ثبت كردند در تاریخ معماری ایران كه این بسیار ارزشمند است. به علاوه این كه هر داور همیشه حق رای خودش را دارد و همیشه هم تعداد زیادی داور در این مسابقه حضور داشته‌اند، بعید است فكر كنیم یك داور می‌تواند این‌قدر موثر باشد. هر نهادی كه خودش به وجود آورنده یك حركت هست طبیعتا یك نماینده از خودش را هم در مجموعه داورانش خواهد داشت.
شما در این سال‌ها چه می‌كرده‌اید و كجا بوده‌اید؟
دفتر ما ده سال است كه دارد فعالیت می‌كند و سه دوره است كه در مسابقه معمار حضور داشته ایم و كار ما از كارهای منتخب این مسابقه هم بوده است.
چند نمونه از آثارتان را كه اجرا هم شده‌اند، نام می‌برید؟
ساختمان تجاری بهار امین در تقاطع خیابان بهار و تخت جمشید در تهران كه یك مجتمع صنعتی است برای تاسیسات ساختمان، اولین سال برگزاری جایزه بزرگ معمار جزء 15 طرح اول شناخته شد. ساختمان مسكونی گلندوئك هم پارسال با اختلاف كمی‌در آرا به فینال راه پیدا نكرد ولی مورد قضاوت و صحبت داوران قرار گرفت.
كلیت معماری ایران را در حال حاضر هم از نظر جهانی كه در قرن بیست و یك هستیم و هم از نظر ایرانی بودن كه دارد ما را به سمت سال 1400 می‌كشاند، نسبت به سوابقتان و اینكه امسال با شماره یك شدن در این مسابقه كه البته نماینده كل معماری ایران نیست، ولی فرض بگیریم كه هست، نشان دادید كه شاخص هستید، یا با 38 سال سن در آستانه 40 سالگی، وارد عرصه‌ای می‌شوید كه فكر می‌كنم باید به این چیزها فكر كنید، یعنی جایگاه اجتماعی معماری را ببینید و خودتان را در مقام معماری كه طلایه دار یكسری حركات نو است، فكرهایی در این حوزه داشته باشید، برای شما چه تعریفی دارد؟
به نظرم ما از كارهامان یاد می‌گیریم كه چگونه به این مساله نگاه كنیم. دغدغه معماری ایرانی برای عمده معمارانی كه به نوعی كارشان واجد ارزش‌های معماری است، مطرح بوده است؛ نگرش‌ها و دیدگاه‌ها مختلف است، ما هم طبیعتا از این گروه مستثنی نیستیم. دغدغه معماری ایرانی به عقیده من دغدغه ارزشمندی است و هویت معماری ایرانی دغدغه هر معماری است ولی رسیدن به آن كار آسانی نیست. جواب‌های ساده زیاد به این كار داده شده و همین كار جواب دادن به این سوال را سخت كرده است. به نظر من تداوم گذشته و نگاه به آن، ولی با توجه به آینده می‌تواند در این باره كمك‌مان كند.
و جریان جهانی مساله چه می‌شود؟
من معتقدم ما باید به داشته‌های خودمان تكیه كنیم ولی با نگاه به آینده و این حركتی است كه گروهی دارد تامین می‌شود و برآیند كارهایی است كه معماران دیگر دارند و همین شرایطی كه به عقیده من از طریق مسابقه معمار ایجاد شده كمك می‌كند كه این ارزش‌های فردی كارها تبدیل شود به یك تجربیات ارزشمند، برای جامعه معماری ایران.
شما جوابی دادید كه مثلا می‌تواند جواب آمریكایی جنوبی باشد. یعنی شما معتقدید كه ما معماری خودمان را می‌توانیم حائز مولفه‌هایی كنیم كه برای جهان قابل قبول باشد.
بله شكی نیست.
بعضی‌ها معتقدند كه هیچ مرز بندی در قرن بیست و یك وجود ندارد و چیزی به نام معماری محلی و بومی‌دیگر معنا نمی‌دهد. یعنی ما ایده‌هایی داریم كه جهانی است و اصلا متاثر از موتیوهای خیلی ایرانی هم نیست!
به عقیده من موفق ترین معمارها و معماری‌ها، آنهایی بودند كه خودشان بودند و كمتر تظاهر كردند. هر چه در معماری بتوانیم صادق باشیم موفق تر هستیم. ولی اگر این اتفاق نمی‌افتد و در خیلی از سخنرانی‌ها به معماران انتقاد می‌شود كه چرا ایرانی نیستند، این است كه صادقانه ایرانی بودن در شرایط فعلی كار سختی است. چقدر ما در لباس پوشیدن، غذا خوردن، حركاتمان و... ایرانی هستیم؟!
جایگاه جنبه‌های تئوریك، معماری‌نویسی یا نقد معماری، در این روند مد نظر شما كجاست؟ خودتان دست به قلم هستید یا نه؟ و آیا نوشتن می‌تواند در كار معمار موثر باشد؟
شكی نیست كه همه اینها به جای خودشان ارزشمند و موثر هستند و اتفاقا ما در این زمینه نیاز به كسانی داریم كه بتوانند حاصل تجربیات معماری را طبقه‌بندی و به جامعه ارائه كنند. همه جای دنیا در كنار معمارانی كه به فعالیت حرفه‌ای می‌پردازند، كسانی هستند كه می‌توانند آنها را تحلیل كنند و در كنار آن ارزشش كمتر از كار معماری نیست، به هر حال عده‌ای انتخاب می‌كنند ساختن را و عده‌ای انتخاب می‌كنند نوشتن را.
من درباره تلفیق اینها می‌پرسم!
بله به این مساله معتقدم ولی نه این كه یك معمار لزوما بنشیند و بنویسد. می‌تواند با كارش مولف باشد

ARUNA

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها  

0 # samera 1391-05-16 17:53
:roll: سال سوم معماریم خیلی دوس داشتم تودفترتون کارمیکردم اقای دکترمحمدمجیدی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # samera 1391-05-16 17:57
من دانشجوی سال سوم معماریم خیلی دوس دارم تودفترتون بودم شمااستادم بودیداقای دکترمحمدمجیدی با سپاس .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
انواع عضویت
پنل کاربری