0

 

preview

محسن گلکارنویسنده:مهندس محسن گلکار

کارشناس ارشد مرمت بافت

 زندگی امروز ما بی شک نشئت گرفته از نظام های حاکم در دوره های ماقبل میباشد، که ممکن است به دوره های بسیار دور و شاید به زمان های نه چندان دور برگردد، اما آنچه که هویدا و آشکار است، هر چه  که ما امروز از آن به هر نحوی بهره میگیریم ریشه در گذشته و پیوندی با گذشته دارد، خواه گذشته ی بسیار دور، خواه دیروز. یکی از مظاهر پیوستگی های تاریخی که اکنون ما با آن عجین شده و از تجربیات و دست آوردهای گذشتگان خود بهره میگیریم، شهر است.

 

شهر ساسانی

نطفه ی شهر ایرانی- اسلامی، که از حضور آن تا قرن سیزدهم هجری بهره مند بودیم،بعد از ورود اسلام به ایران و  گسترش تا تمام سرحدات ایران کهن شکل گرفته است.

شخصیت شکل گرفته در دوره اسلامی از شهر، میراثی بجای مانده از کهن شهر ساسانی است، که با تفکر شاهنشاهی و به پیروی از افکار شهرسازان ماقبل از اسلام چهارچوب های نظام مند فکری خود را سامان داده و تاثیرات خود را تا به دنیای امروز کشانده است.
شهر سازی ساسانی، برگرفته و متاثر از نظام اجتماعی حاکم بر آن دوره میباشد به عبارت دیگر نظام اجتماعی حاکم در آن زمان بصورت شفاف و آشکار در شهر منعکس گشته است.نظام اجتماعی حاکم، نظامی سخت طبقاتی بوده که مرز میان این طبقات، عبور ناپذیر بوده و راه برای ورود به طبقه و قشر بالاتر مسدود بوده است.
شهر ساسانی

حال با این تفاسیر، شهر متاثر از نظام اجتماعی حاکم به ناچار،طبقه بندی شده و دارای جایگاه معلوم میباشد؛ این بدان معنی است که اقشار مختلف به سبب جایگاه اجتماعی که با آن شناخته میشدند، قسمتی از شهر را به خود اختصاص میدادند.
منطقه ای به شاه و نزدیکان شاه تعلق میگرفت که ارتباط و دسترسی به این نقطه  بصورت حفاظتی و کنترل شده صورت میگرفت. این منطقه از شهر به دلیل اهمیت بسیار زیادی که داشت در مرکز شهر قرار داشته و بوسیله ی لایه های شهری احاطه میشد. بخشی دیگر از شهر که محل زندگی درباریان و  کارگزاران دولت بود در لایه ی بعدی جای داشت، که حکم لایه ی محافظ برای بخش مرکزی را دارا بود؛ در نهایت  بخش دیگر از شهر که به عنوان لایه ی  نهایی و لایه ی محافظ از دو لایه ی دیگر به حساب میامد، جایگاه مردم و عوام بود که در ارتباط مستقیم با روستا ها و شهر های اطراف بود ، در این قسمت از شهر بازرگانان و پیشه وران که از لحاظ مرتبه ی اجتماعی در سطح پایین جامعه قرار داشتند، زندگی میکردند؛ در این قسمت علاوه بر وجود خانه های قشر عوام، بازار های شهر نیز جایگاه خاصی را به خود اختصاص میدادند که به دلیل سهولت داد و ستد و همچنین پست بودن این شغل در نظام حاکم ،در این قسمت شهر، قرار میگرفت.

بازار

قسمتی از شهر که شاه به همراه نزدیکان خود در آنجا زندگی میکردند، کهندژ نام داشت؛  در این قسمت علاوه بر کاخ های حکومتی و سلطنتی، بنای آتشگاه نیز قرار میگرفت؛ البته ناگفته نماند که در برخی از شهرهای این دوره، مظاهر عبادتگاهی و پرستش به خارج از شهر منتقل میشده است، این احتمال میرود که این شهر ها از لحاظ حکومتی و درجه ی سیاسی از اهمیت کمتری نسبت به مکانی که حاکم یا شاه کشور زندگی میکرده است، برخوردار بوده اند؛ به همین سبب مظاهر عبادتگاهی در این شهر ها از حالت خصوصی بصورت عمومی در آمده است.
بعد از عبور از کهندژ و قسمت مرکزی شهر به شارستان یا شهرستان و در زبان عربی به مدینه میرسیم.این بخش از شهر بصورت تئوری حد واسط شاه و مردم محسوب میشده است که باز هم به واسطه دیوارهایی از بخش بیرونی جدا میشده است.بازاربخش بیرونی یا ربض که از جمعیت بالایی نسبت به دوقسمت دیگر شهر برخوردار بود، اما از لحاظ کیفیت زندگی و میزان توجه در مرتبه بسیار پایینی قرار میگرفت ، روسا و عوامل شهری هیچگونه تمهیداتی برای ساکنان این بخش نمیاندیشیدند، این امر موجب نارضایتی و خشم این بخش از مردم گردید، که در نهایت این خود عاملی بر انحطاط حکومت و شهر ساسانی شد.
با ورود اسلام به شهرهای ایرانی ، مرزهای طبقاتی ایجاد شده برای مدتی موقت از میان میروند اما ساختار شهر تا قرن 2 و 3 هجری همچنان بر مبنای شهر ساسانی باقی میماند و از تقسیمات کهندژ، شارستان و ربض بهره مند میشود.
 شهر های ایرانی بعد از ورود اسلام دچار تغییرات چندانی در ساختار خود نمیشوند؛ در دوران پیش از اسلام محل کار بازرگانان و پیشه وران در کنار محل زندگی آنان یعنی در خارج شهر،ربض، برقرار بود؛ از این عبارت چنین برداشت میشود که تاسیسات بازرگانی و تجاری از قبیل بازارها در خارج شهر و در ربض قرار داشته است.

بقایای شهر ساسانی

نظام اجتماعی حاکم بر شهرسازی ساسانی، نظامی سخت طبقاتی بوده است به طوری که مرز میان این طبقات، عبور ناپذیر، و راه برای ورود به طبقه و قشر بالاتر مسدود بوده است.

اسلام با ورود به ایران، در قرون سوم و چهارم هجری امنیت و گسترش روابط را با خود به همرا آورد، که نتیجه ی آن رونق اقتصادی و شکل گیری ارتباط تجاری با سایر دول هم پیمان بود، بر این اساس روز به روز بر میزان اهمیت بازارها و در ادامه ی آن میزان اهمیت قسمت بیرونی شهر یا ربض افزوده شد.این امر انچنان شدت پیدا کرد که ساکنان شهرستان و کهندژ برای بهرمندی از نظام اقتصادی ایجاد شده تصمیم بر آن گرفتند که از مسکن خود رخت برچیده و خود را به ربض و در اصل بازار های تجاری برسانند. خروج سکنه از قسمت شهرستان و ورود آنان به ربض خود حاکی از پویایی شهر و حرکت شهر میباشد که بعد از گذشت سالیان بسیار زیاد، چنین جنبش و حرکتی را از خود به نمایش گذارد.رفته رفته شهرستان یا شارستان که زمانی قسمت اعیان نشین و محل زندگی درباریان بود از سکنه تهی گشته و ساکنان آن خود را به ربض محل زندگی عوام میرسانند، واین است معجزه ی شهر.

بعد از ورود اسلام به ایران، پیرو گسترش اقتصادی شهر ها و حذف نظام طبقاتی شهر، بخش شارستان به ربض کوچ کرد و ربض توسعه و رونق بیشتری یافت.

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری