0

پادیاو یکی از جذابترین فضاهای معماری ایرانی است که به غرب رفته و حالا به سبب غرب زدگی معماران ایرانی و به نام پاسیو در بازگشت به ایران و لیبرالیزه شدنش، به فضایی سخیف و تهی از معنا بدل شده است.

پاسیو اسپانیایی به تقلید از پادیاو ایرانی

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مشرق، امروزه هنگامی که نام "پاسیو " را از یاد می‌‌گذرانیم، بی درنگ تصویری از چاهکی در ذهنمان نقش می‌‌بندد که نهایتا طبق قوانین شهرداری مساحتی حدود 24 متر دارد، و دور تا دور آن را پنجره‌‌های همسایه‌‌ها احاطه کرده است. کولرهای آبی دودکش ها و ... دکوراسسیون خاصی به آن داده و برخی هم همکف آن را سقف زده‌‌اند و برای خودش انباری‌‌ای شده است.

اگر بخواهیم کمی فارسی‌‌تر از مفهوم "پاسیو"(1) یاد کنیم، می‌‌گوییم "حیاط خلوت". اما امروزه خلوتی آن بیشتر به این خاطر است که کسی جرات حضور بی پروا را در آن ندارد، بس که همواره در دید و منظر همسایگان است؛ نه آن‌‌که حیاط خلوت، خلوت انس بدون حضور نامحرمان باشد. پس این فضا در مرور زمان کاربری خود را به دلیل لیبرالیزه شدن تغییر داده و به یک نورگیر ساده تبدیل شده است. البته در شرایطی که هنوز برای معماری حیایی باقی باشد، وگرنه از اشرافیت همسایگان به پنجره های اتاق خواب‌‌ها و و آشپزخانه‌‌ها و پذیرایی و...که پنجره ‌‌ای جهت جذب ور دسته دوم گشوده‌‌اند مفرّی نیست!

پاسیو هنوز اسمش پاسیوست اما کاربری‌‌اش تغییر یافته!

پاسیو کلمه‌‌ای است که شاید فکر کنید نامی غربی برای فضای نورگیر داخلی است و به همین خاطر فضایی اساساً غربی است که وارد معماری ایرانی شده ؛ اما واکاوی این واژه، قصه غم‌‌انگیزی از غرب‌‌زدگی و لیبرالیزه(2) شدن معماری ما را در بطن خود محاکات می‌‌کند، که تبیین آن، ماموریت این نوشته است.

پاسیو اگرچه لفظی اسپانیایی است که به صورت patio نوشته می‌‌شود، و در زبان انگلیسی هم patio نوشته می‌‌شود؛ اما این مفهوم ریشه در مفهومی به نام "پادیاو" دارد، که لفظی عمیقا فارسی است. (3)

پادیاو عنصری کهن در معماری ایرانی است که زیبایی و کارایی و فخر آن موجب شده تا پهنه‌‌ی معماری جهان را از هند تا آندلس(4) در گذشته فتح نماید و امروزه با فراگیر شدن معماری گذشته در جهان، این عنصر ارزشمند معماری ایرانی در همه جای جهان یافت می‌‌شود.

پادیاو ایرانی در گرانادای اسپانیا

" پادیاو" در فارسی کهن به معنای طهارت و شستشوست و به آن، پادیاب یا پادیاوی نیز می گفته‌‌اند. همچنین طشت آب را از این حیث که با آن شستشو می‌‌کرده‌‌اند، پادیاب‌‌دان می‌‌گفته‌‌اند. هنگامی که این مفهوم به صورت یک فضای معماری برای طهارت و پاکی شکل مى‌‌گیرد و جایگاه‌‌هایی براى شست‌‌و‌‌شو ساخته مى‌‌شود، پادیاو نامیده مى‌‌شود و فضاى پادیاو در معمارى ایران زمین متولد می‌‌شود.(5)

شکل‌‌گیرى پادیاو در معمارى ایرانى نشان از آن دارد که فرهنگ ایرانى و آداب و رسوم و سبک زندگى آنان، قدر و قیمت آب را براى طهارت و پاکى خوب مى‌‌داند و براى طهارت و پاکى جایگاه ارجمندى قائل است. چه این‌‌که پرستش‌‌گاه‌‌ها را در مسیر آب‌‌ها ولب چشمه‌‌ساران برپا مى‌‌کرده‌‌اند تا عبادت‌‌کنندگان پیش از ورود به مهرابه‌‌ها و نیایشگاه‌‌ها خود را با آب تطهیر کنند و جامه‌‌اى سفید و منزه برتن کنند و با پاک‌‌ترین حال به مهرابه عبادت بایستند.(6)

در برهه تاریخى صدراسلام ، با ورود اسلام به ایران (7)، تغییرات و تبادلات فرهنگى زیادى رخ داد و ایرانیان فرهنگ تطهیر خود را با آموزه هاى اسلامى غنى‌‌تر کردند که اسلام به پاکى بها مى‌‌داد و با مناسکى که براى پاکى روحى و جسمى مسلمین در نظر گرفته بود، آیین هاى تطهیر مسلمانان به وضو و غسل‌‌هاى مختلف مزین شده بود و نیاز مردمان به فضاهاى تطهیر ازجمله وضوخانه‌‌ها و حمام‌‌ها براى غسل‌‌ها و... افزوده شد. از قِبَل این تغییرات فرهنگى و نیازهاى جدید، فضاهاى معمارى جدید شکل گرفته و فضاهاى پادیاو به معمارى مساجد و اماکن مذهبى ورود پیدا کرد.

پادیاو، این عنصر معمارى ایرانى، پیش از اسلام به صورت چهاردیوار کوچک بوده است، که جوى آب یا برکه یا حوضچه‌‌اى در میان و رختکن‌‌ها و طاق نماهایى در پیرامون خود تعریف کرده است( چنانکه نمونه هاى آن در اطراف و اکناف بلاد ایران از جمله در تپه میل ورامین مشهود است) و پس از ورود اسلام به ایران، به تناسب فضاى فرهنگى جدید و به فراخور نیاز جدید ایرانیان مسلمان، پادیاو خود را به روز کرده و در کنار ورودى مساجد و زیارتگاه‌‌ها، به صورت وضوخانه در آمده است.

از سوی دیگر، ورود اسلام به ایران و تاثیر شگرف فرهنگی آن به تکامل پادیاو، این عنصر گرانقدر معماری ایرانی انجامید و در عصر پس از اسلام، به دلیل جاری بودن آئین‌‌ها و مناسک اسلامی در زندگی روزمره مردم ایران، پس از ورود به مدارس و ایجاد گودال-باغچه‌‌ ها (8) در میان‌‌سرای آنها، در خانه‌‌های ایرانیان نیز بار می‌‌یابد و گودال‌‌باغچه‌‌ها را در فضای حیاط مرکزی شکل داده و حیاط خانه را به پادیاوی موسّع و دلنشین تبدیل می‌‌کند، که سایه درختانش بر سر اهالی خانه در کنار حوض آب و محل تطهیر گسترده است.

جایی هم که همچون شهرهای حاشیه کویر، به آب در سطح زمین دسترسی نداشته‌‌اند، پادیاو به سردابه و حوضخانه‌‌ای در کنار حیاط مرکزی و میان‌‌سرا مبدل شده، تا به این صورت، خود را با بوم شهر خود موافق کند.

جالب‌‌تر آن که، اعراب که هنوز معماری شکل یافته‌‌ای نداشتند، در تبادل فرهنگی خود با ایران، پادیاو ایرانی را از ایرانیان آموختند، و هر قلمروی را که در جهان فتح نمودند و مسجد و ابنیه‌‌ای را برپا کردند، پادیاو ایرانی را بر تارک فضاهای معماری آن نهادند؛ که جهان را از این قند پارسی شکرشکن کنند.

با بسط قلمرو اسلام، پادیاو نیز به سرعت توانست به عمق فرهنگ‌‌های همجوار نفوذ کند و به سرعت، پهنه فرهنگی نیمی از جهان را از کرانه‌‌های هند تا آندلس دربنوردد.(9)

پس از آن ظهور پادیاو ایرانی را در حیاط مرکزی می‌‌بینیم، که محیط معماری درونگرای ایرانی را درونگراتر می‌‌کند. بدین وسیله اصل محرمیت و اصل حریم و حدود و پرهیز از اِشرافیت، به معماری جهان غربِ پیش از دوره مدرن، راه می‌‌یابد و این اصول به عنوان ارمغان پادیاو به معماری جهان تلقی می‌‌شود و حالا اگر کسی هم به آئین اسلام نباشد، اما در فضای معماری که پادیاو حضور دارد زندگی کند، خواسته یا ناخواسته گزاره های فرهنگیِ اسلام را که بر پادیاو ایرانی حمل می‌‌شود، پذیرفته و به آئین اسلام(در حد گزاره های اسلامی پادیاو) زندگی می‌‌کند و آیه‌‌های تطهیری را که پادیاو بر او نازل می‌‌کند، خواسته یا ناخواسته می-پذیرد.

اکنون آثار معماری شمال آفریقا (10) و پهنه جنوب غربی اروپا حضور این عنصر معماری ایرانی را محاکات می‌‌کند و با توجه به بوم شهرهای شمال آفریقا و اروپا، از جمله شهر آندلس، زیبایی‌‌های خاصی را نیز به خود گرفته است و حتی با وجود آنکه پژوهشگران عرصه هنر و فرهنگ، ریشه همه پادیاوها را در پادیاو ایرانی می‌‌دانند؛ به دلیل تطبیق این عنصر با بوم و متنوع شدن آن با بوم، نامهایی همچون؛ پادیاو اسپانیایی(Spanish patio), پادیاو آندلسی(Andalusian Patio)، پادیاو ایتالیایی(Italian patio) و پادیاو توسکان(Tuscan patio) و پادیاو آفریقای شمالی(Moorish patio) و پادیاو مراکشی و ... بر آن نقش زده‌‌اند.

نمونه‌‌ای نغز از نفوذ فرهنگی اسلام و توسعه پادیاو به ممالک تحت قیومیت مسلمین، کاخ الحمرا در گرانادای اسپانیاست. به تایید پژوهشگران غربی، معماری و فرهنگ در اسپانیا با ورود مسلمانان اوج می‌‌گیرد(11) و کمال آن را در کاخ الحمرا نظاره‌‌گریم. ساختار ظریف الحمرا، جزئیات نفس‌‌گیر، تجلیل از زندگی، ترکیب طبیعت با طراحی انسان، همه بر این حقیقت صحه می‌گذارد که بازگشت مسیحیان به اسپانیا، و بازپس‌‌گیری حکومت از مسلمانان بعدها چه فاجعه‌ای به بار آورد.

در قصر الحمرا، معماران مسلمان، در طراحی پادیاو آن، با کشیدن نهرهای آب از سرچشمه ها و جویبارها، باغ های کاخ را با چشمه‌‌هایی رویایی، فواره‌‌ها و حوض‌‌هایی پرتلالو، تزیین کرده‌‌اند. موسیقی صدای آب در سرتاسر باغ‌‌ها و حوضخانه‌‌ها طنین انداز است و گوش نوازی می کند. لذت اکتشاف پادیاوهای کوچکتر، لذت سیر و سیاحت در باغ را دو چندان می‌‌کند. محوطه شیران این قصرسلطنتی از زیباترین پادیاوهای آن است.

مسجد کردوبا(قرطبه) در استان کردوبا(به اسپانیایی: Córdoba) در جنوب اسپانیا و در منطقه آندلس نیز خودْ داستان اوج گیری معماری اسلامی-ایرانی را در بطن قاره اروپا پس از فتوحات مسلمین به گونه ای دیر محاکات می‌‌کند و پادیاو آن همچون نگینی بر تارک معماری این شهر می‌‌درخشد؛ و آئین طهارت را از مسلمانان به اروپائیان می‌‌آموزد.

هنگامی که از استفاده عنصر پادیاو ایرانی در معماری غربی سخن می گوییم، باید دقت نظر داشت که صرفاً بحث از حضور یک عنصر معماری نداریم؛ بلکه مراد ما تاثیر فرهنگی این عنصر و همچنین مجموعه عناصر معماری است که پادیاو به همراه خود به معماری جهان به ارمغان داده است. چه اینکه پادیاو در حیاط مرکزی و میان‌‌سرا به کار می‌‌رود و بنابراین، حضور حیاط مرکزی موجب درونگرایی در معماری می‌‌شود؛ و در نتیجه معماری درونگرا به حفظ حریم و حدود در خانه و در نتیجه حفظ محرمیت و پرهیز از اِشرافیت و دید نامحرمان به محیط زندگی انسان می‌‌انجامد؛ که این خود عطیه‌‌ای است از مؤکدات اسلام. این چنین زیستن در چنین خانه‌‌ای، آراستن خود به یکی از آئین‌‌های سبک زندگی محمدی است و حیات طیبه اسلامی.

اما وجه غم انگیز حکایت پادیاو آنجا هویدا می شود که معماران امروز ایران، با پذیرش عنصری از معماری غرب و سبک زندگی آپارتمانی(12) ، سبک زندگی لیبرالی درون آن را به ساکنان آن حقنه کرده‌‌اند و به ناچار برای نورگیری فضاهای پس مانده داخلی به دامان حیات‌‌خلوتی گریخته‌‌اند که نام آن "پاسیو"، تلفظ لاتین پادیاو ایرانی بوده؛ که حالا توسط روح فرهنگ لیبرالی در آپارتمان-ها، به زعم آلبر کامو (13)به فحشا کشیده شده و سخیف شده بود. بنابراین فضای مطهّر و تطهیر کننده پادیاو ایرانی به فضای آلوده پاسیو و حیات خلوت مدرن، تغییر شکل و محتوا داد.

حالا دیگر از طهارت و پاکی و خلوت انس بودن این فضا در آپارتمان‌‌ها خبری نیست و زیر چکمه نگاه سنگین نامحرمان، که پنجره‌‌های نگاه خود را به این خلوت گشوده‌‌اند، دیگر خلوتی باقی نیست و حضور پرمعنا، در میان‌‌سرا، از لابه‌‌لای تلالؤ انوار شیشه-های رنگارنگ، و صدای نسیم سحر از لابه‌‌لای برگ‌‌های درختان گودال‌‌باغچه، کنار آبگیر پادیاو و سردابه، که در دل شب می‌‌شد وضو بگیری و همان کنار اقامه ناشئه لیل کنی و ... افسوس امروزه فضای معماری ایران زیر سایه سنگین لیبرالْ‌‌معماری، در فقر چنین فضایی می‌‌سوزد.

حیاط خلوت که در لفافه به حیاط اندرونی خانه‌‌های ایرانی تنه می‌‌زند، و لفظ آن که یادگار دوران حفظ اصل حریم و حدود و رعایت محرمیت و اصل سلسله مراتب در معماری است؛ امروزه در آپارتمان‌‌ها به مشترک لفظی، تهی از معنا بدل شده، که پُتک گران لیبرالْ‌‌معماری را بر سر مردمان شهر مسلمانان می‌‌کوبد.

پاسیو اسپانیایی به تقلید از پادیاو ایرانی

1 . patio (Spanish: patio 'courtyard', 'forecourt').

 2 . مراد از لیبرالیزه شدن یک فضای معماری، تغییر فضای معماری در اثر فرهنگ لیبرالیسم و بناشدن فضا، فارغ از حدود و قیود شرع می باشد. برای مطالعه بیشتر ر.ک؛ لیبرال معماری 1تا4، ارجمندی، ابراهیم؛ ارجمندی، اسماعیل.

3. ر.ک؛ پیرنیا، محمد کریم؛ «ارمغان‏هاى ایران به جهان معمارى، پادیاو»، هنر و مردم، شماره 139، ص 25 ـ 31.

 4 . آندَلُس (به اسپانیایی: Andalucía) یکی از 17 بخش خودمختار در کشور اسپانیا است که مسلمانان در سال 91هجری قمری آن را فتح نمودند و باب تمدنی اسلامی و نوین را به مدت حدود 800 سال به آنجا گشودند.

5. ر.ک؛ پیرنیا، محمد کریم؛ «ارمغان‏هاى ایران به جهان معمارى، پادیاو»، هنر و مردم، شماره 139، ص 25 ـ 31.

 6 . مانند آتشکده آذر آتشکده آذر گشسب یا آذر خسروان در تخت سلیمان در تکاب که بر لب برکه‌ای بزرگ بنا شده و یا پرستش‌گاه بیشابور (پایتخت شاهپور اول – نزدیک کازرون) که آب رودخانه‌ای که از نزدیک آن می‌گذرد را به درون آبگیری در درون بنا هدایت نموده¬اند. و نیز آتشکده فیروزآباد فارس و پرستش¬گاه کوه بیستون که در همسایگی اش چشمه ای از دامن کوه می جوشد و برای ایرانیان باستان همیشه مقدس بوده و بیشماری پرستش گاه و مهرابه دیگر.

7. نخستین مواجهه خلفای پس از پیامبر(ص) با ایران در سال 12هجری قمری و در عصر خلافت ابوبکر روی داد. نبرد قادسیه نیز میان این دو لشگر دو سال بعد، در سال 14 ه‍ .ق رخ داد که به شکست ارتش ایران منجر شد. در نهایت در سال 21 ه‍ .ق با فتح نهاوند در همدان شرایط فتح کامل ایران محقق شده و با کشته شدن یزدگرد سوم، آخرین پادشاه سلسله ساسانی، در سال 31 ه‍ .ق تاریخ پیش از اسلام ایران به پایان رسیده و ایران به مجموعه فتوحات مسلمین می پیوندد و پس از پذیرش اسلام توسط مردم ایران، حکومت ایران نیز به تسخیر حکومت خلفای صدر اسلام درآمد.

8 . گودال باغچه و یا باغچال، از فضاهای ناب و ابتکارات اصیل معماری ایرانی است که حاصل تلاش معماران در دوره اسلامی، برای تطبیق معماری با بوم منطقه بوده است. با گود کردن فضای حیاط در اغلب خانه های منطقه مرکزی ایران، هم از خاک آن برای خشت زدن و ساخت خانه استفاده می شده است و هم با نزدیک شدن به آب های زیرزمینی و قنات ها، رطوبت زمین را افزایش داده و از آن بهره می برند، تا حیاط و میان سرایی دنج و سرسبز داشته باشند و درختانی برای پناه گرفتن در سایه سار آن از آفتاب تند فلات مرکزی ایران، می کاشته اند و حوض آبی که رطوبت هوا را افزایش می داده و موجب طهارت و تطهیر خانه بوده؛ و سبزینه-هایی که گرد و غبار را از فضا می گرفته است.

9. در خصوص ماجرای فتح آندلس که بیشتر مورد نظر این نوشته است؛ گفتنی است که در سال 92 هجرى قمرى، موسى بن نصیر (حاکم شمال آفریقا) با تهیه مقدمات لازم، لشکرى 7000 نفرى را به فرماندهى طارق بن زیاد مهیاى فتح شبه جزیره ایبرى (Iberia) کرد . پس از به دست آوردن پیروزی هایى چند، موسى بن نصیر نیز با نیروى کمکى وارد شبه جزیره شد و طى مدت کوتاهى، تمام شبه جزیره ایبرى (اسپانیا و پرتقال) به دست مسلمانان فتح گردید، حتى آنها از سلسله جبال پیرنه گذشتند و به خاک فرانسه رسیدند و حکومت اسلامى اندلس را در شبه جزیره برقرار کردند که تا سال 897 هجرى قمرى ادامه یافت.

10 . Moorish Architecture.

 11 . چنانچه «لاین پل‏» مستشرق انگلیسى مى‏نویسد:  «اسپانیا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانى ساخته بود . . . علوم و ادب و صنعت فقط در همین سرزمین اروپایى رونق داشت و از همین رهگذر بود که علوم ریاضى، فلکى، گیاه‏شناسى، تاریخ، فلسفه و قانونگذارى فقط در اسپانیاى اسلامى تکمیل شده و نتیجه داده بود .» (ر.ک. محمد غزالى، اسلام و بلاهاى نوین، ترجمه مصطفى زمانى، انتشارات فراهانى، چاپ اول، ص 246 )

همچنین دکتر «مارتینز مونتابث‏» مستشرق اسپانیایى مى‏گوید: «اگر حاکمیت هشت قرنه اسلام بر اسپانیا نبود، هرگز این کشور وارد گردونه تاریخ تمدن نمى‏شد . این دوره در حالى که اروپاى همسایه، اسیر تیرگى جهل و عقب ماندگى بود، روشنایى خرد و فرهنگ را به آنجا منتقل کرد .» (رک. عبدالجبار الرفاعى، بیدارى اسلامى در اندلس امروز، ترجمه سید حسن اسلامى، مجله آینه پژوهش، مهر و آبان 1371، شماره 15، ص 49)

 12. مفهوم آپارتمان یک  لفظ فرانسوی است که انگلیسی ها به آن apartment building می گویند و عرب ها آن را "بناء شقة" نام نهاده اند. پس آنگونه که از این الفاظ برمی آید، آپارتمان به مفهوم زندگی کردن در جدایی از هم است که فرآورده فرهنگی از جامعه مدنی است که مردمان آن تحت فرهنگ لیبرالیسم، دچار ایندیویژوالیسم(مکتب اصالت تفرد و محوریت فرد تنها) شده اند و حتی کنار هم، باز در تنهایی می زیند.

13 . آلبر کامو (به فرانسوی: Albert Camus) (1913 - 1960 ). نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار الجزایری-فرانسوی‌تبار بود.

برچسب ها:

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری