0

چند سالی است که مسئله نام خلیج فارس به چالشی مهم و سیاسی در عرصه بین‌المللی تبدیل شده و حتی در مواردی روابط میان کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت الشعاع قرار داده است. با این وجود پرفسور «پیوتر استاینکلر»، استاد دانشگاه هاروارد و کسی که سال های سال روی تمدن های جنوب ایران مطالعه کرده است، در مورد آخرین نتایج تحقیقاتش از یافته‌های باستان شناسی ایران در هزاره سوم می گوید.

صلح و دوستی میان دولت‌های حاشیه خلیج فارس در هزاره سوم

 
به گفته‌های استاینلکر، آخرین شواهد به دست آمده از حفاری های بین النهرین نشان می دهد که تجارت بین‌المللی در ناحیه خلیج فارس به اواخر دوره پیش از سارگون باز می گردد یعنی ( 2600 الی 2350 ق. م) . این تجارت ها شامل مجموعه وسیعی از کالاهایی که به حاشیه خلیج فارس تعلق دارد.
 
بر اساس این مطالعات، مشهورتر از همه متغیرهای به دست آمده در این حفاری ها، می توان به ظرف‌های تزیین شده که از کلورایت ساخته شده اند، اشاره کرد.
 
به گفته استاینکلر، با قاطعیت می توان گفت که این ظروف در قلمرو استان مرکزی کرمان تولید شده‌اند. در ناحیه دره هلیل رود که در این ناحیه سایت‌هایی به قدمت هزاره سوم قبل از میلاد نزدیک 300 سایت شناسایی شده‌اند. یکی از مهمترین این سایت‌ها «کنار صندل» در جیرفت است، که حفاری‌های تازه معماری یادبودی و شواهد وسیع کاربری سنگ کلورایت و سنگ لاجورد را نشان می‌دهد.
 
استاینکلر معتقد است که تمدن هلیل رود تا شهر کرمان در شمال ادامه داشت و احتمالا قسمت‌هایی از بلوچستان را در بر می گرفت. به طور قطع همان پادشاهی مرخشی است که نام آن در منابع باستان سومر (واکه ) ذکر شده و مدت‌ها محل دقیق آن معلوم نبود. پادشاهی مرخشی در هزاره سوم قدرت اصلی در شرق ایران و ساحل شمال خلیج فارس به شمار می‌رفت.
 
گفته می‌شود، افزون بر تولید ظروف کلورایت، مرخشی به علاوه محل اصلی حمل و نقل دریایی کالاهایی بود که در افغانستان به دست می‌آمدند که مهم‌تر از همه سنگ لاجورد و طلا بود. تاجران مرخش این کالاها را با راه‎های زمینی به ساحل خلیج فارس می‌آوردند و از آنجا با کشتی به دست تاجران بومی خلیج فارس به سمت غرب برده می شد.
 
این استاد دانشگاه هاروارد می گوید:«از مراکز تجاری ساحل خلیج فارس می توان به سرزمین تیلمون اشاره کرد که در بحرین امروزی قرار دارد. در منابع مکتوب ذکر شده که تجار سومری برای خرید مس به تیلمون سفر می کردند که بی شک از عمان می‌آمد. از کالاهایی که برای فروش به تیلمون آورده می شدند می توان به لباس و پارچه بافی ، نمله و انواع روغن اشاره کرد.»
 
تجارت ناحیه خلیج فارس با غرب هند تمدن دره رود ایندوس همه مکتوب است. این ناحیه ملوخه نام داشت.بازیگران اصلی تجارت خلیج فارس عبارت بودند از مرخشی در ناحیه کرمان، شیمشکی در غرب مرخشی، مگان در عمان امروزی و تیلمون در بحرین و ملوخه در غرب هند.
 
استاینلکر می گوید که در دوره امپراطوری سوم اور ( قرن 21) مرخشی از متحدان مهم امپراطوری اور سوم بود. تولیدات مرخشی و همچنین آنچه از افغانستان خارج می شد و اجاره و با راه زمینی به مرخش می آمد و به مگان می رفت و از آنجا به جاهای دیگر حمل می شد. احتمال دارد که مگان و مرخشی شرکای تجاری بودند. به نظر استاینکلر امکان سلطه سیاسی مرخشی بر مگان را هم نباید نادیده گرفت. صادرات بین النهرین به حاشیه خلیج فارس، غله ، سفال ، چرم و مصنوعات چرمی و لباس و پارچه بود. واردات سنگ های قیمتی ، طلا، ظروف کلورایت، سنگ لاجورد و عقیق، مس، عاج و ادویه بود.
 
بر اساس یافته های به دست آمده از حفاری‌ها، با سقوط سلسله سوم اور و با آغاز هزاره سوم قدرت های جدید در منطقه ظهور پیدا کردند که مهمترین آن ها شیمشکی است. در همین زمان به نظر می آید مرخشی نزول کرد. به نظر می آید که نقش تجاری مرخشی تضعیف شد و همین باعث نزول آن تمدن شد. یکی از دلای عنده گسترش راه های تجاری زمینی در شمال مرخشی است که خارج از قلمرو مرخشی بود و در سلطه شیمشکی ها بود و احتمالا برخی قلمروهای خود را در مقابل شیمشکی از دست داد. این پایان دوره باشکوه خلیج فارس در هزاره سوم بود.
 
استاینلکر امیدوارست که بار دیگر این دوران باشکوه صلح به کرانه های جنوب ایران بازگردد و مناسبات بر اساس تجارت و فرهنگ باشد.

کد:1814

 

برچسب ها:

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری