0
تجربه ،قیاس وقدر در زلزله شناسی در گفت و گو با دکتر عبدالعظیم امیر شاه کرمی
مقاومت تازه سازها در «بم» كمتر از قدیمی سازها

امروزه شناخت زمین لرزه در دنیا به پیشرفت های قابل ملاحظه ای رسیده است و در صورت رسیدن به این شناخت می توان بناهای مناسب و مقاومی با توجه به خاك یك منطقه ساخت. توجه به بناهای قدیمی، الگو گرفتن از آنها و ایجاد ارتباط بین بناهای قدیمی و جدید، در كنار شناخت زمین می تواند نقش موثری در مقاومت آنها داشته باشد. ساخت و سازهای بی رویه بر روی گسل ها، بدون مدیریت و برنامه ریزی می تواند جان انسان های زیادی را از بین ببرد.
توجه به این نكات از ضرورت های كشور ماست. در این خصوص با دكتر عبدالعظیم امیرشاه كرمی استاد سازه و ژئوتكنیك و مشاور فنی سازمان میراث فرهنگی، گفت و گویی انجام گرفته كه می خوانید.

* تعریف و لزوم زلزله در قانون «زمین زندگی دار» چیست؟

_ نمی توان گفت كه زلزله نباید باشد. اگر زلزله نباشد قطعا زندگی هم نخواهد بود. یعنی جریان‌ آب وجود نخواهد داشت. چون زلزله حركت پوسته زمین را ایجاد می كند و به تبع آن با حركت پوسته زمین كوه زایی به وجود می آید.
بنابراین لازمه ایجاد كوه ها، حركت پیوسته زمین است. وقتی كه پوسته زمین حركت كرد قطعا زلزله ایجاد می شود. باید این مساله را جدی بگیریم كه حركت گسل ها باعث حیات كره زمین می شود. یعنی نباید تنها بدی های زلزله را ببینیم. زلزله منشا حیات است، چون همه قنات ها در گسل ها وجود دارند. بنابراین باید در نظر بگیریم كه زلزله جزو قوانین كره زمین است و هر بشری كه می خواهد در كره زمین زندگی كند، باید با زلزله كنار بیاید. همان طور كه با بارندگی و طوفان كنار می آید، زلزله در اثر شكستن بخشی از پوسته كره زمین در گسل ها به وجود می آید. وقتی كه پوسته زمین شكست یك ارتعاش از لایه های خاكی به سمت بالا حركت می كند. در زلزله حركت، سرعت و شتاب وجود دارد.

* شتاب زلزله تا چه حد در خرابی زلزله تاثیرگذار است؟

_ هر چقدر شتاب زلزله بیشتر باشد خرابی بیشتر خواهد شد و اگر شتاب كمتر باشد خرابی نیز كمتر می شود. البته هر سه عامل سرعت، حركت و شتاب با هم باعث خرابی می شوند. یعنی اگر سرعت و حركت و شتاب هر كدام بیشتر شود خرابی هم بیشتر می شود.

* ظاهرا در زلزله بم شتاب، سرعت و حركت زیاد بود؟

_ بله هر سه این موارد زیاد بود. چون فاصله شهر بم با گسل خیلی كم بود. یعنی هم به لحاظ افقی و هم عمودی این زلزله صورت گرفت.

* آیا محل گسل زیر شهر بم بوده است؟

_ محل گسل در جنب شهر قرار داشته است. در واقع از نظر ارتفاع آبرفت (خاك) روی پوسته، غنی بوده است و با شهر نیز فاصله بسیار كمی داشته است. در نتیجه هم شتاب عمودی و هم شتاب افقی زیاد شده است. در این زلزله شتاب حداقل سه برابر مقدار آیین نامه 2800 ایران بود.

* آیین نامه 2800 چیست و در آن به چه چیزی اشاره شده است؟

_ آیین نامه 2800 ضابطه قانونی ایران برای ساخت و ساز و طراحی در مقابل زلزله است. این آیین نامه به مهندسین توصیه می كند كه چگونه ساختمان را برای مقاومت در مقابل زلزله طراحی كنند.

* ولی ظاهرا این آیین نامه رعایت نشده بود؟

_ نه، پیش بینی آیین نامه برای این محل بسیار كم بوده است.

* پیش بینی آن كمتر بوده است یعنی چه؟

_ در آیین نامه 2800 كشور ما، شتاب قائم منظور نمی شود. این برای حالتی است كه گسل از شهر دور باشد. در حقیقت در مورد این كه اگر گسل نزدیك شهر باشد، چیزی در آیین نامه دیده نشده است.

* یعنی فقط حالت افقی را در آیین نامه در نظر گرفته اند؟

_ بله و حتی مقدار افقی نیز كمتر در نظر گرفته شده است و حدود g3/0 داده است كه در اینجا حداقل سه برابر اتفاق افتاده است.

* g3/0 یعنی چه؟

_ یعنی مقدار شتاب زلزله 3/0 شتاب زمین در نظر گرفته شده است.

* چرا این مساله برای بم پیش بینی نشده بود؟

_ اطلاعاتی كه از فعالیت گسل های ایران وجود دارد بسیار كم است؟

* یعنی گسل های آنجا فعالیت نداشته اند؟

_ اطلاعات در دست نبوده است، یعنی منطقه كویری است به همین دلیل اطلاعات كمی ثبت شده است. با مطالعه ای كه روی ارگ بم و گسل های آنجا انجام شد، مشخص شد كه زلزله های بسیار زیاد و خطرناكی را پشت سر گذاشته است.

* چطور پیش بینی چنین چیزی در این آیین نامه نشده بود؟

_ این ضعف مطالعه قیاسی در ایران است.

* منظور شما ضعف بنیه علمی است؟

_ نه، منظور من ضعف نظام مند بودن مهندسی و همچنین ضعف نداشتن جایگاه علوم مهندسی و قوانین كشور است.

* یعنی الان نظام مهندسی ما در این زمینه پیش بینی لازم را نكرده است؟

_ نخیر، نكرده است.

* آیا به جز بم، جاهای دیگری هم هست كه پیش بینی نكرده باشیم؟

_ بله، این یك حكم است و با یك مثال نقض ثابت می شود وقتی در بم پیش بینی نشود در هر كجای دیگر با این شرایط هم همین طور است.

* پس باید تمام آیین نامه ها عوض شود؟

_ این در تمام دنیا مرسوم است. اگر یك كاری را براساس تجربه انجام بدهیم نباید خرابی به بار بیاورد. من می گویم تجربه من این است كه اگر برای یك دهانه 4 متری تیرآهن 14 بگذاریم جواب می دهد. اگر یك اتفاقی غیر از این تجربه بیفتد و تیرآهن 14 جواب ندهد، تجربه محكوم نیست. در زمینه قیاس، پا فراتر از این می رود. آمار و احتمالات وارد مساله می شود و تعداد بسیار زیادی آزمایش انجام می شود و تعداد زیادی نیز تجربه دارند.
در كشورهایی كه آیین نامه دارند مثل: ژاپن، چین، هند، آمریكا و اروپا (البته در اروپا زلزله خیلی كم است) از روش قیاس استفاده كرده اند. ما آیین نامه مدون و بومی (قیاس) مثل آنها نداریم. بنابراین به نظر من ما باید بر روی بحث تحلیلی و قدر كار كنیم.

* قبل از این كه این بحث را ادامه دهیم ممكن است قیاس را توضیح بدهید؟

_ قیاس یا استقراء یعنی از جز به كل رسیدن.

* بررسی زلزله از نظر قیاس چگونه است؟

_ شما از جز به كل می رسید، یعنی زمانی كه چندین زلزله در همان محیط اتفاق افتاده باشد و شما تمام اطلاعات را داشته باشید و اثرات آن را ببینید، سپس تمام اطلاعات به دست آمده را در آزمایشگاه مدل سازی فیزیكی كنید و براساس زلزله هایی كه قبلا داشته اید مجموعه اینها را با هم به یك فرمول بندی برسانید. این فرمول بندی برای شما دستورالعمل اجرایی می شود. در كل یعنی حرف و نظر قانون براساس احتمالات و آمار باشد. كشورهای دیگر در حال حاضر بر این اساس كار انجام می دهند. ژاپن، چین و آمریكا كه زلزله خیز هستند نیز بر این اساس كار می كنند. اما كشور ما این آمار را ندارد و این تحقیقات را نیز انجام نداده است. چون مهندسین ما در این زمینه قدرتمند نیستند كه بتوانند آمار را به دست آورند و از آن استفاده كنند تا به یك قانونمندی برسند.

* یعنی باید زلزله را از نظر تحلیلی بررسی كنیم؟

_ بله.

* آیا این كه از نظر تحلیلی بررسی كنیم یعنی یك پله بالاتر از قیاس است؟

_ بله، قطعا. یعنی ما ببینیم كه دنیا به چه سمتی می رود ما نیز همان كار را بكنیم. در حال حاضر ژاپنی ها این كار را انجام می دهند. یعنی شكست پوسته زمین زیر ژاپن را كنترل می كنند. منظور مهار كردن نیست بلكه شناسایی است. در چند سال آینده ژاپنی ها می توانند بگویند چه زلزله ای با چه بزرگی در كجا اتفاق می افتد.

* یعنی با روش تحلیل می توان زلزله را در آینده پیش بینی كرد؟

_ بله، البته الان نمی شود، ولی سمت حركت تحلیل این است كه زلزله پیش بینی شود.

* شما گفتید كه مهندسین ما الان نمی توانند قیاس را انجام دهند، پس چگونه می توانند یك پله بالاتر آمده و زلزله را از نظر تحلیلی بررسی كنند؟

_ امكاناتی كه مهندسان ما دارند در حدی نیست كه براساس آن طراحی منسجم و همگام با شرایط مملكت انجام دهند. ژاپنی الان می داند كه نوع زلزله های كشورش از نظر قیاسی چگونه است و ساختمان ها را بر آن اساس محكم می سازد.

* منظورتان این است كه اگر زلزله افقی یا عمودی باشد چطور بسازد؟

_ بله، یعنی براساس آیین نامه های حاصل از قیاس، طرح و اجرا كنترل شده است. در قیاس ممكن است یك زلزله مانند زلزله كوبه كه شبیه زلزله بم بود بیاید كه مولفه قائم آن زیاد بود. ولی قطعا اگر زلزله دیگری به شكل كوبه دوباره در ژاپن بیاید آن خرابی قبلی را به بار نمی آورد.

* چون پیش بینی های آن انجام شده است؟

_ بله.

* پس ما باید برای بررسی زلزله از تكنولوژی جدید استفاده كنیم؟

_ در گام اول لازم است كه حركت پوسته زمین ایران و نوع زلزله هایی كه گسل ها را ایجاد می كنند بشناسیم. در گام بعدی باید فن ساخت و ساز ما آن قدر بالا برود كه با این زلزله ها خراب نشود. منظورم این است كه تلفات جانی نداشته باشد. پس دو مقوله در این جا هست. نخست شناخت عملكرد گسل هایی كه پوسته سنگی سرزمین ایران دارد و سپس طبق همان بحثی كه شما فرمودید تكنولوژی ساخت و ساز را باید با مصالح جدید، روش های جدید و با فرم سازه ای كه با مصالح جدید همخوانی داشته باشد پیدا كنیم.
در قدیم فرم های ساختمانی و مصالحی كه داشتند با هم همخوانی داشت. ولی با آمدن مصالح مهندسی جدید داشته باشیم. متاسفانه برای مصالح جدید فرم مناسبی نداریم. ساختمان ها را بسیار سنگین طراحی می كنیم، به این معنی كه معمولا المان ها و عناصر غیر باربر در سازه به خصوص دیوارها خیلی زیاد است و همانا منشا خرابی می شود. معمولا لوكس سازی و نماكاری هایی كه در ساختمان انجام می دهم در زلزله مساله ساز می شود. دیواری كه در حالت عادی باید قائم بایستد و باربر باشد، هنگام وقوع زلزله مانند سقف عمل می كند. یعنی حالت باربری و رفتاری یك دیوار، از حالت استاتیك بیرون می آید و مثل سقف عمل می كند، خم شده و می شكند. در مهندسی ما به این مساله اصلا توجه نمی شود.
در صورت وقوع زلزله در تهران بیشتر دیوارها و نماكاری ها مخصوصا در برج ها فرو می ریزند و فاجعه ای كه به بار می آورند بسیار هولناك خواهد بود. در ایران هنوز علم مهندسی زلزله در مهندسی سازه، بومی نشده است كه حس كنند هنگام وقوع زلزله هر ذره ای در جهات مختلف می تواند حركت كند. در شرایط غیر زلزله ذرات فقط درجهت قائم حركت می كنند و حركت ثقلی است. در حالی كه در زلزله حالت عوض می شود و ذرات هم حركت افقی، هم حركت چرخشی و هم حركت قائم دارند.

* متولی و مسئول این ضعف ها چه كسی است؟

_ در مملكت ما مشخص نیست كه مسئول كیست.

* به نظر شما چه كسی باید متولی باشد؟

_ باید تعریف شود. اگر یك ساختمان در زلزله خراب شود شما نمی توانید بگویید چه كسی مسئول است، حال فرض كنید در تهران زلزله بیاید احتمال این كه چند برج حركت كند زیاد است. به عنوان مثال می توان گفت: «چند برج بر روی یك تپه ساخته شده باشد و این تپه در زلزله حركت كند، شما هیچ كس را نمی توانید مسئول بدانید. در این جا یك گیر قانونی وجود دارد. چون مهندس سازه می گوید من درست محاسبه كرده ام، مهندس پی نیز می گوید كار من مشكلی ندارد ولی در این جا كل زمین حركت كرده است. نكته مهم اشتباه ساخت و ساز در آن مكان است.

* یعنی اصلا نباید در این مكان ساخت و ساز صورت می گرفت؟

_ بله. ولی ساخته اند و این امر در تهران زیاد اتفاق افتاده است. جاهایی كه آب زیرزمینی بالاست و خطر لغزش زمین وجود دارد برج های زیادی ساخته شده است و هیچ مسئول قانونی دیده نمی شود. این خطری است كه برای ساختمان های شمال تهران وجود دارد. بنابراین باید به صورت قانونی و فرهنگی بر روی این مساله كار شود تا به نتیجه مطلوب برسد.

* اگر بخواهیم بررسی و تحلیلی از خرابی های شهر بم داشته باشیم متوجه می شویم كه ساختمان های جدید تلفات و خرابی بیشتری به بار آورده اند، نظرتان در این خصوص چیست؟

_ دقیقا همین طور است. در ساختمان های جدید تعدد مصالح وجود دارد و از طرف دیگر الحاق المان های سازه ای به یكدیگر بسیار ضعیف بوده است. نكته دیگر این است كه در ساختمان های جدید مشاهده می شود، یك تیرآهن را روی یك دیوار آجری كه با ملات گل ساخته شده است گذاشته اند در این جا گل، آجر و تیرآهن وجود دارد اما به خوبی با هم تلفیق نشده است. فهم زلزله، فهم عملكرد زلزله و فهم سازه در سازندگان و مهندسین ما بسیار ضعیف است.
در قدیم كسی كه صاحبكار (كارفرما) بود یك فرمی را می خواست، معمار یا مهندسی كه برای كارفرما كار می كرد از مسایل فنی درك داشت یعنی درك مهندسی داشت. معمار، فرم مورد نظر كارفرما را طراحی می كرد و اجرای آن نیز بر عهده خود معمار بود. مسئولیت ها خیلی جمع و جور و نزدیك به هم بود.
اما امروزه مسئولیت ها از هم جدا شده است. اغلب ساختمان های جدید كه در بم خراب شده است ساختمان های سه یا چهار طبقه ای بودند كه طبقات بالا خوب اجرا شده بودند ولی طبقات پایین به علت محدودیت های كاربری (تجاری یا پاركینگ) خوب اجرا نكرده اند. به عبارتی دیگر اخلاق مهندسی به درستی در بم رعایت نشده است. ولی تعدادی از ساختمان های قدیمی به زیبایی و به صورت عجیب، غریبی مقاومت كرده اند.

* یعنی تعهد كسانی كه آن سازه ها را ساخته اند بسیار بیشتر از مهندسین فعلی بوده است؟

_ بله.

* نظام نامه مهندسی در این زمینه چیزی را مشخص نكرده است؟ مثلا «قسم مهندسی» نداریم؟

_ نه، نظام مهندسی ما، كلا عددی است و خلاصه می شود به یك سری آیین نامه كه همه از خارج آمده است.
اگر یك ساختمان مثل پل خواجو را در نظر بگیریم، در صورتی كه از این سازه یك آجر را كم كنیم صدمه می بیند. در حالی كه اگر از ساختمان های فعلی 30 درصد را هم حذف كنیم هیچ اتفاقی نمی افتد. تعهد و اخلاق مهندسی خیلی كم رنگ شده است. بسیاری از مصالحی كه در ساختمان ها مصرف می شوند بی معنا هستند، مانند گچ كاری و نماكاری ساختمان ها، اینها هنگام وقوع زلزله آسیب رسان هستند.
نكته ای كه قابل توجه است ذهنیت بالا و اخلاق مهندسی بالاتر مهندسین قدیم نسبت به جدید است.

* پزشكان چون با جان مردم سر و كار دارند یك قسم نامه ای دارند. آیا مهندسین نیز نباید قسم نامه ای داشته باشند چون به هر حال به نوعی با جان مردم سر و كار دارند؟

_ من نه در دانشگاه و نه در بیرون چنین چیزی ندیده ام.

* آیا می شود چنین چیزی را پیشنهاد كرد؟

_ باید روی این مساله، كار فرهنگی بشود.

* منظورتان در جهت متعهد كردن بیشتر است؟

_ بله، باید كار فرهنگی زیادی روی این مساله بشود. چون ما در جایی هستیم كه تجربی كار می كنیم. مسایلی مانند زلزله، زود فراموش می شوند. تجربه بم در خراسان مورد توجه قرار نمی گیرد. در بم و كرمان حدود ده سالی روی این مساله دقت می كنند و نسل های بعدی وقوع زلزله را فراموش می كنند. به این ترتیب تجربه منتقل نمی شود. پس نمی توان با زلزله برخورد تجربی كرد. كسی كه در قدیم معماری می كرد شخصیت معمار و سازندگی داشت و با وضعیت امروز فرق می كرد. ما ساختمان های قدیمی زیادی در مناطق زلزله خیز داریم كه خوب و دقیق عمل كرده اند. اما در سازه های جدید، ماندگاری مورد توجه و تحلیل قرار نمی گیرد چون مهندسی روی مصالح، فرم های سازه ای، اشكال و هندسه نداریم.

* به نظر شما چه پژوهشی در حوزه ساخت و ساز و مقابله با زلزله اولویت دارد كه در سطح ملی و گسترده به صورت سریع انجام شود. تا بتوان آن را به عنوان محوری برای فعالیت های مهندسی قرار داد؟

_ من از دیدگاه خودم یعنی دیدگاه ژئوتكنیك، طراحی و تحلیل ژئوتكنیك، یعنی زمین و سازه به مساله نگاه می كنم. باید سازه ای بسازم كه پی و زمین آن را در طراحی می بینم. یعنی رفتار زمین، پی و سازه را به صورت همزمان ببینیم.

* آیا الان می شود این كار را كرد؟

_ بله با آمدن كامپیوترهای پیشرفته به بازار و مدل های رفتاری بسیار زیاد می توان این كار را كرد. متاسفانه مهندسین ما این كار را انجام نمی دهند كسی كه در قدیم كار می كرد با زمین، پی و سازه آشنایی خوبی داشت. اما امروزه مهندسین سازه با زمین و رفتار زمین كمتر آشنایی دارند و پی یا سازه ای كه طراحی می كند با هم دیده نمی شوند. یعنی ما باید بتوانیم زلزله را مدل ریاضی كنیم و بتوانیم زمین نزدیك پی، پی و سازه را به صورت مدل درآوریم. مهندسان ما از سازه فقط اسكلت آن را طراحی می كنند.

* یعنی بقیه سازه را طراحی نمی كنند؟

_ نه، كارگر یا بنا دیوار را می چیند بدون نظارت طراح، مهندس محاسب چگونگی اتصال ما بین دیوار و اسكلت را طراحی نمی كند. به همین دلیل معمولا این دیوارها باعث خرابی و مرگ و میر می شوند. در شهر بم این اتفاق كاملا مشهود است.

* یعنی می توانیم بگوییم كه فرق مهندسین فعلی با مهندسین قدیم این بوده است كه در قدیم خود مهندس از ابتدا تا انتها در كنار كار بوده و نظارت داشته است؟

_ بله، از ابتدا تا انتها نظارت و حضور داشته است. اما الان این گونه نیست؛ اسكلت را یك نفر می سازد، معمار یا آرشیتكت جای دیوار را مشخص می كند، بنا، دیوارها را می چیند و... یعنی در حقیقت چند دست در كار وارد شده است و هماهنگی وجود ندارد.

* برگردیم به بحث قبلی كه تجربه و قیاس را تعریف كردید. مقداری نیز در مورد قدر (تحلیل) صحبت كنید.

_ زمین قانون مند است و قانون فیزیك بر آن جاری است. چون قانون آن مادی است با آمدن كامپیوترهای بسیار قدرتمند و وسایل آزمایشگاهی می توان حركت زمین را پیش بینی كرد. به عنوان مثال امروزه هواشناسی داریم و می توانیم به طور دقیق وضعیت جوی و بارشی باران و درجه حرارت را پیش بینی كنیم. چون جو و سطح خارجی آن برای ما كاملا شناخته شده است و توانسته ایم آن را مدل سازی كنیم. این پیش بینی می تواند در حد یك روز یك ماه یا یك سال باشد. اما در مورد زلزله هنوز این شناخت به دست نیامده است. تفاوت هوا و زمین در زمان پیش بینی آن است. پیش بینی هوا زمان كمتری می برد ولی در زمین این زمان خیلی بیشتر است ولی شدنی است. با كامپیوترهای فعلی و تكنولوژی تحلیلی،‌می توانیم زمان و مكان را پشت سر گذاشته و هزار سال آینده را ببینیم.
فرق تجربه با قدر (تحلیل) این است كه تجربه زمان گذشته را تعریف می كند ولی در تحلیل زمان آینده را پیش بینی می كند. قطعا در چند سال آینده ژاپنی ها این كار را خواهند كرد. در حال حاضر از یك طرف تعداد بسیار زیادی نقاط اندازه گیری روی گسل های ژاپن كار گذاشته اند و پوسته زمین كشور خود را بررسی می كنند، كه به عنوان یك واحد ساختمانی به آن نگاه كنند تا به این ترتیب بگویند كه كجا چه زلزله ای می آید.
از طرف دیگر نیز در ساختمان هایشان المان های تجملی و بی مصرف به كار نمی برند.

* المان بی مصرف یعنی چه؟

_ المان هایی كه جنبه نمایشی دارند. به عنوان مثال: در ساخت دیوار می توان آن را با دو لایه نازك ساخت تا هم سبك و هم عایق صدا و حرارت باشد اما امروزه دیوار را به صورت بسیار سنگین و ضخیم می سازند، یعنی این وزنی كه به ساختمان اضافه می شود هنگام زلزله جاندار می شود و حركت می كند و باید سیستمی باشد كه این دیوار را نگه دارد. در برج ها و ساختمان های جدید توزیع وزن را به معنای واقعی نمی بینیم.
باید در نظر بگیریم هنگامی كه زلزله رخ می دهد تمام اجزا باربر هستند و شروع به فعالیت می كنند و فعالیت ها به شكلی است كه ممكن است با حركت زمین حالت تشدید درست كرده و باعث خرابی بیش از حد تصور شود. پس در بحث تحلیلی باید بتوانیم مدل تحلیلی و ریاضی پوسته زمین را داشته باشیم. این امر با اندازه گیری و مدل سازی صورت می گیرد. همچنین باید بتوانیم تمام ساختمان را مدل سازی ریاضی كنیم و سپس دست سازنده ای برود كه از خودش المانی اضافه نكند و بنا تصمیم گیرنده نباشد و همان طرح الحاقات و اتصالات، دیوارها را ببیند.
ما هرگز در نقشه های اجرایی این مساله را نمی بینیم. یك اسكلت سازه را با دیواره ها، پارتیشن ها و كف ها كه حداقل 10 سانتی متر است در نظر نمی گیریم. تمام این ها وزن هایی است كه در زلزله مساله ساز می شود. زلزله بم خیلی خوب این را نشان داد. به خصوص در ارگ بم، هر المانی كه الحاق شده و این الحاق خوب انجام نگرفته است خراب شده است.
ساختمان مانند بدن است اگر پیوند یك عضو به بدن خوب صورت نگیرد و با بخش دیگر همخوانی نداشته باشند مشكل ساز می شود در ساختمان نیز به همین صورت است اگر این پیوند و هارمونی خوب صورت نگیرد در صورت وقوع زلزله همه قسمت های سازه شروع به كار می كند. در این هنگام ساختمان از جسم بی جان به یك موجود جاندار تبدیل می شود و زمان و مكان در آن مهم می شود. تركیب زمان و مكان در هنگام وقوع زلزله نقش اساسی دارد. این تركیب سرعت، شتاب و در نهایت ضربه ایجاد می كند. شتاب در جرم، سرعت در دمپینگ (Damping) و مكان در سختی ضرب شده و تبدیل به باری بر روی ساختمان می شود كه ساختمان باید این بار را تحمل كند. ما باید بدانیم كه هنگام وقوع زلزله چه نیروهایی به جوش ها وارد می شود. الان در بم كمتر جوشی را می بینیم كه درست كار كرده باشد.

* چه توصیه ای به مهندسین سازه دارید؟

_ باید به فرهنگ سازی در مهندسی یا خلاقیت و تولید توجه شود. ادبیات توجیهی و عدم توجه به واقعیت ها از میان برود. مثلا می گوییم بلایای طبیعی، در هر پدیده ای اگر آگاهی باشد بلا نیست. زلزله یك حادثه طبیعی و منظم است باید بگوییم بلایای نادانی و بی قیدی.
ما مرتب اعلام می كنیم بلایای طبیعی و خدا خواست كه این طور شد، این حادثه است. اما نمی دانیم كه بلا را در اثر ناآگاهی به وجود می آوریم. زلزله را باید به عنوان یك عمل زمین فهمید و به صورت یك عامل در قالب اعداد روی یك ساختمان (نه فقط سازه) اثر داد و عمل آن را در سازه و ساختمان با تحلیل دید و سازه ای مناسب با زمین و زلزله طراحی كرد.

منبع :فرهنگ وپژوهش

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری