0

 نویسنده: مهندس عارفه زارعی

از اصول موجود در اسلام، قبله و جهت نیایش به سمت کعبه است. نخستین راه حل شناخته شده یک رواق بود. سپس یک سنگ به عنوان نمادی از حجرالاسود در کعبه، مکه، جای آن را گرفت. این سنگ برای همه قابل مشاهده نبود، مسلمانان نمازگزار در ردیف های موازی می ایستادند و هر ردیف مانعی برای دید ردیف بعدی بود. بنابراین، فقط یک عنصر معماری، محراب، می توانست مسئله را حل کند. رایج ترین نشانه قبله که به معماری مربوط می شود محراب است و مهم ترین مشخصه آن دری است جهت نما، گشاده به سوی انوار ملکوتی که از جانب کعبه ارسال می گردد و این گشادگی یا پس گرفتگی درون دیوار تصویر شده است.

1

محراب مسجد نصیرالملک شیراز- منبع: نگارنده


محراب از مصدر حرب گرفته شده است که طبق قواعد عربی بر وزن مفعال، هم به صورت صیغه مبالغه است به معنای کسی که بسیار جنگجو است و هم در باب اسم آلت است مانند مفتاح =کلید، که در معنای وسیله و ابزار جنگ آمده است. در واقع محراب ابزاری است برای مبارزه با شیطان و نفس اماره. در برخی منابع به معنای صدر مجلس، پناهگاه شیر، قصر یا کاخ، فرورفتگی های معابد که مجسمه ها را در آن ها قرار می دادند، نیز آمده است.
در قرآن کریم این لفظ در چهار مورد، مفرد و در یک مورد به صورت جمع آمده است.
قرآن كریم درباره حضرت سلیمان علیه السلام می‎فرماید:
"یَعْمَلُونَ لَهُ مَا یَشاءُ مِن محَرِیب وَ تَمَثِیلَ وَ جِفَانٍ كالجَْوَابِ وَ قُدُورٍ رَّاسِیَتٍ اعْمَلُوا ءَالَ دَاوُدَ شكْراً وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِى الشكُورُ." سبأ/13 «برای او هر چه می‎خواست از محراب‎ها و مجسمه‎ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‎ها و دیگ‎های چسبیده به زمین می‎ساختند. ای خاندان داود، شكرگزار باشید. كه از بندگان من اندكی سپاسگزارند.»
و در شان حضرت زكریا علیه السلام می‎فرماید:
"فنادته الملائكة و هو قائم یصلی فی المحرابان الله یبشرك بیحیی مصدقا بكلمة من الله و سیدأ و حصورأ و نبیاً من الصالحین." آل عمران/39 «پس در حالی كه وی ایستاده(و) در محراب (خود) دعا می كرد، فرشتگان، او را ندا در دادند كه: خداوند تو را به ( ولادت) یحیی كه تصدیق كننده( حقانیت) كلمة الله( حضرت عیسی) است، و بزرگوار و خویشتن دار و پیامبری از شایستگان است- مژده می دهد.»
و نیز در مورد حضرت مریم علیهاالسلام می فرماید:
"فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسنٍ وَ أَنبَتَهَا نَبَاتاً حَسناً وَ كَفَّلَهَا زَكَرِیَّا كلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَكَرِیَّا الْمِحْرَاب وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنى لَكِ هَذَا قَالَت هُوَ مِنْ عِندِاللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِسابٍ." آل عمران/37 «پس پروردگارش وی (مریم) را با حسن قبول پذیرا شد و او را نیكو بار آورد، و زكریا را سرپرست وی قرار داد. زكریا هر بار كه در محراب بر او وارد می‎شد، نزد او   نوعی  خوراكی می‎یافت. می‎گفت: "ای مریم، این از كجا برای تو آمده است؟ او در پاسخ می‎گفت: این از جانب خداست، كه خدا به هر كس بخواهد، بی شمار روزی می‎دهد"»
در این آیات محراب به معنای اتاقی است معمولا بالاتر از سطح زمین که با نردبان به آن دست می یافتند و در واقع عبادتگاه بوده است. این مکان می تواند در خانه یا در معبد باشد.
پس در واقع واژه محراب پیش از دین اسلام نیز در ادیان دیگر وجود داشته است اما نه دقیقا با کارکرد و معنای محراب اسلامی اما در حالت کلی همه مکانی برای عبادت بوده اند که در اکثریت آن ها مکانی جمعی به حساب نمی آمده است و مکانی برای گوشه نشینی بوده است. در معابد مهری نیز مهرابه ها را تقریبا با همین کارکرد مشاهده می کنیم. به پرستشگاه های مهرپرستان مهرابه گفته می شود که از مهر+ آبه ساخته شده است. آبه به معنی جای گود است. روشنی مهرابه از روزنه های کوچک سقف و یا پنجره های باریک تامین می شد، به طوری که فضای مهرابه تقریبا تاریک بود. و این برای آن بود که حالت اصلی غار حفظ شود. پیروان آیین مهر اعتقاد داشته اند که مهر در غار متولد شده است و به همین سبب نیایشگاه های خود را درون غارها برپا می ساختند. اشتراکاتی میان محراب و مهرآبه ها وجود دارد که این گمان را ایجاد می کند که محراب های اسلامی ریشه در مهرآبه های مهری دارند. از جمله این اشتراکات، میزان و نحوه حضور نور و طرح چلیپایی مهرآبه که یادآور طرح ایرانی چلیپایی چهار ایوانه است می باشد. البته فقط یکی از محققین ایرانی به نام دکتر محمد مقدم منشا محراب را مهرابه های معابد مهری ذکر کرده است و محراب را معرب کلمه مهراب دانسته اند.
در نگاه کلی به هر صورت محراب در اکثر ادیان از جمله مسیحیت، یهودیت (مکانی جهت نگهداری هیاکل در کنیسه ها) و مهرپرستی وجود داشته است اما کیفیت فضایی و نحوه برخورد با این عنصر در دین ها و زمان های مختلف متفاوت بوده است، طبیعی می نماید که حضور محراب در دین اسلام نیز تداوم یابد اما با فلسفه وجودی و فرم کالبدی متفاوت که هر دو ریشه در بینش و اعتقادات اسلامی دارند.
در ادبیات عرفانی نیز کاربرد محراب را داریم که این واژه در اصطلاح سالکان به هر مطلوب و مقصودی که دل مردم متوجه بدان باشد گفته می شود. لفظ محراب در شعر حافظ، سعدی، مولوی، فردوسی، عطار، خاقانی و بسیاری از شعرای بنام به کار رفته است. در یک نمونه موردی از کاربرد کلمه، به اشعار حافظ برمی خوریم که محراب اغلب در ترکیب با ابروی یار آمده است. فلسفه این امر را می توان در معنای ابرو در اصطلاح ادب عرفانی جستجو کرد. ابرو، به نوعی از تجلّیات حق بر دلِ عارف گفته می‌شود. ابرو (در معنای ظاهری‌اش) روی معشوق را که محل جلوه زیبایی او بود، دربرمی‌گرفت؛ ازاین‌رو در این‌جا باید ابرو را نوعی از تجلّی جمالی حق بر دل عارف به شمار آوریم؛ چراکه ابرو، هم خود زیباست و هم مانند حلقه‌ای، کل جمال معشوق را در سایه خود دربرگرفته است و در مجموع، به کل روی و چهره، جلوة ویژه‌ای می‌دهد. ابرو زیباست و همه زیبایی‌ها را نیز دربردارد؛ زیرا همانند کمان، شکلی شبیه محراب و قبله را به نمایش می‌گذارد که در سطح عرفانی می‌توان از آن، به قبلة جمال حق تعبیر کرد که هر کس هر زیبایی از معشوق می‌خواهد، باید رو به ‌سوی آن کند.
                                        به جز ابروی تو محراب دل حافظ نیست                              طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد
                                        در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد                                            حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
بر طبق بررسی های علی سجادی در کتاب سیر تحول محراب، محراب در زمان پیامبر(ص) وجود نداشته است و سیر تحول و تسلسل زمانی قدیمی ترین محراب ها در جهان اسلام تا پایان قرن اول هجری را می توان بدین گونه به تصویر کشید:
- محراب مسجد الاقصی در فلسطین توسط عمر بن خطاب
- محراب مسجد کوفه در عراق توسط ولید بن عقبه
- محراب مسجد رسول در عربستان در زمان عثمان بن عنفان
- محراب مسجد جامع دمشق در سوریه در زمان معاویه بن ابی سفیان
- محراب مسجد جامع قیروان در تونس در زمان عقبه بن نافع
- محراب مسجد جامع عمروعاص در مصر
محراب های اولیه در مساجد اسلامی را نیم استوانه ای و به صورت طاق نما هایی مجوف با طاق نعلی شکل ساخته اند. این شیوه در ایران نیز دنبال شده است، اما قوس طاق نما ها را تیزه دار کرده اند. این اتفاق با تحولات طاق زنی در معماری اسلامی ایران همگام بوده است. در واقع چون محراب بخشی از یک اثر معماری به شمار می رود، در شکل، اندازه و نوع مصالح نیز تابع معماری است. طاق نما های تیزه دار محراب ها نمونه ای از این پیروی است. به عنوان مثال از سده های ششم و هفتم به بعد با شکل گیری مساجد و بنا های مذهبی باشکوه، ساخت محراب های بزرگ نیز متداول شده است. 

2

محراب مسجد جامع قرطبه-تونس

به موازات تحولاتی که در هنر تزیینی ایران، بعد از اسلام رخ داد محراب ها هم از گوناگونی کم نظیری برخوردار شدند؛ چنان که کمال هنر گچبری و کاشیکاری در آراستن محراب ها نمایان شد.

پیشرفت و اعتبار هنر گچبری در فاصله قرن پنجم و ششم بی تردید مدیون خلاقیت هنری هنرمندان گچ بر و خطاط این دوران در تزیین محراب مساجد و ایجاد کتیبه های مختلف است. تا آنجا که توان گفت همان گونه که کتابت قرآن مجید باعث رشد و رونق هنر تذهیب و خطاطی گردید، هنر گچبری نیز به دلیل تزیین محراب جایگاهی پرارزش و تجربه هایی سودمند یافت.
4
محراب مسجد میرعماد کاشان

بورکهارت در کتاب مبانی هنر اسلامی معتقد است که هرچقدر که تزیین غنی و باشکوه باشد هیچ گاه به بساطت و سادگی و نه متانت و سنگینی کل معماری آسیبی وارد نمی کند، چنین امری، اصلی است که در مکان های به جا مانده از سده های مختلف مشاهده می شود. عموما کل معماری نشانگر تعادل، آرامش و صفا است.
و اما بررسی آیه 35 از سوره نور:
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَكَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
خدا نور آسمانها و زمین است. مثال نور او همچون تاقچه یا چراغدانی است كه در آن چراغى باشد، و چراغ در شیشه‏اى است، شیشه‏اى كه گویى ستاره‏اى است درخشان، و آن چراغ با روغن زیتى صاف روشن باشد كه از درخت پر بركت زیتون (سر زمین مقدس) گرفته شده باشد نه زیتون شرقى و نه غربى، در نتیجه آن چنان صاف و قابل احتراق باشد كه نزدیك است خود به خود بسوزد هر چند كه آتش بدان نرسد، و معلوم است كه چنین چراغى نورش دو چندان و نورى بالاى نور است، خدا هر كه را خواهد به نور خویش هدایت كند و این مثلها را خدا براى مردمى مى‏زند كه خدا به همه چیز دانا است.
بسیاری این تمثیل را پایه ای برای شکل گیری فرم محراب می دانند. بورکهارت در کتاب هنر اسلامی، زبان و بیان می گوید که مقایسه میان محراب و مشکات آشکار است و آن تاکید است بر اینکه چراغی را در زاویه نیایش آویزند. ... می توان شکل فیزیکی محراب را همچون کشش های بالارونده یک شعله نورانی دانست و کاشی های براق و شیشه گون در بدنه محراب را نیز می توان همان محفظه شیشه ای تصور کرد .

8

محراب خواجه فضل الدوله لار

از جلوه گری های نمادین نور در محراب می توان به شمسه ها و مقرنس ها اشاره کرد.رازآمیزترین و پرشکوه ترین عنصر تزیینی محراب، مقرنس است. مقرنس تمثیلی از فیضان نور در عالم مخلوق خداوند است که همچون چلچراغی، نور رحمت و معنویت را بر جان نمازگزاران می گستراند.

9

طرح پرشکوه مقرنس در محراب

شمسه ها نیز نماد انوار حاصل از تجلیات الهی و حقیقتِ نور خدا و ذات احدیت است؛ همچنین اشاره به وحدت هم هست. به علاوه بر مفاهیم عرفانی فوق از دیدگاهی متفاو ت تر و قدیمی تر، نقوش شمسه و ستاره هشت پر كه از چرخش دو ربع درهم پدید آمده و باتوجه به كثرت كاربرد در تزیینات هنر دوران اسلامی به خصوص در طرح های كاشیكاری می توان آن را ستاره ایرانی نیز نامید، می توانند نمادی از گردونه خورشید باشند، زیرا از سویی نقش شمسه بیشترین شباهت را با شكل ظاهری خورشید دارد و عدد هشت نیز از دیرباز، عددِ رمزیِ خورشید در سراسر اروپا، آسیا و آفریقا محسوب می شده است. لازم به ذكر است كه گردونه خورشید یكی از نقش های بسیار كهنی است كه پس از دوره اسلامی به شكل  های مختلف ازجمله شمسه و ستاره هشت پر به كار رفته است. اوج گیری تمامی تزیینات محراب نیز به سمت شمسه ها و نور الهی است.
      
 
 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری