0

میدان كهنه، سبزه میدان، میدان عتیق، میدان مسجد جمعه، میدان دستفروش ها، میدان كهنه فروش ها، هزار اسم داشته این میدان، ولی حالاكه بولدوزرها، همه جایش را صاف كرده اند و شهرداری اصفهان كارگاه بزرگ ساختمانی اش را اینجا علم كرده، اسمش دیگر هر چه باشد، چه فرقی می كند. اینجا قلب اصفهان قدیم است، میدانی كه یك سویش به بازار قدیم اصفهان می رسد،

171690 628

طرف دیگرش را منار هارونیه گرفته و در چند متری اش، تازه ترین بنای ثبت شده جهانی ایران قرار دارد، مسجدی با دیوارها و گنبد خشتی: مسجد جامع عتیق اصفهان. اگر اصفهان را بلد نباشید، از گذرگاه زیرزمینی این میدان كه بیرون می آیید، دیگر نمی توانید به خودروی خود نزدیك مسجد جامع برگردید، چون تمام گذرگاه ها مسدود است.

تنها گذرگاهی كه از خیابان عبدالرزاق باز شده، به وسط میدان عتیق می رسد كه حالاكارگاه ساختمانی عظیمی شده تا عظمت پروژه های تجاری شهرداری را به رخ بینندگان بكشد. در میان تل عظیمی از آهن و میلگرد، دستگاه های حفار، آجر و سیمان و گچ، لهجه های غیرایرانی، فراوان به گوش می رسد. لهجه هایی از آن سوی مرزها، ولایات بدخشان، قندهار، كابل و بلخ، زیرا این محله، به عنوان یكی از مناطق ارزان قیمت اصفهان اسم دركرده و به نظر می رسد تعداد مهاجران غیرایرانی در كوچه و پس كوچه های تنگ و تاریك میدان عتیق، از ایرانی ها بیشتر باشد. هر چه كه هست، در میان همین سمفونی در هم جوش آهن و آجر و خشت، هنوز رسم قدیم «میدان كهنه» جاری است. فروش اسباب و وسایلی كه سال ها از نخستین استفاده اش می گذرد و حالاتبدیل شده به بساط فقیرانه یی در میان خاك به جا مانده از میدان عتیق.

در شلوغی اطراف بساط دستفروشان كهنه فروش، مردمی گردش می كنند كه هنوز نمی دانند بنای آجری آن سوی میدان، مسجد عتیق اصفهان، به تازگی به ثبت جهانی یونسكو رسیده و قرار است آبروی تاریخی و ملی ایران قلمداد شود. به همین دلیل است وقتی سراغ حمام تازه خراب شده را از آنها می گیریم، می پرسند كدام حمام؟ همان حمام قدیمی، همان كه در حریم مسجد جامع بود و حالابولدوزرها، فقط یك دیوار نصفه و نیمه از آن به جا گذاشته اند. پیرمردی كه مخاطب من است، لهجه یی غریب دارد، اصفهانی نیست. آنقدر هم واضح نیست كه بتوان گفت افغان است. مخلوطی از لهجه فارسی پشتو و گویش بختیاری ها را دارد. می گوید: «حمام قدیمی آن طرف بازار است، نزدیك مسجد.»می گویم: «حمام شیخ بهایی را نمی گویم. آنكه سال هاست درش را بسته اند و نوشته اند كارگاه مرمت میراث فرهنگی شده، ولی كسی چه خبر دارد از پشت این دیوارها؟ حمام قاجاری را می گویم.»سری تكان می دهد و به ریش سفیدش دست می كشد، لابد یعنی نمی دانم. كاسب دیگری كه در میان خاك ها و تیرآهن های كج و كوله، بساط بادمجان و گوجه علم كرده، درجوابم می گوید: «همین پشت یه حموم بود كه اون هفته خرابش كردن.»

با دستمالی كه روی شانه انداخته، گرد و خاك را از روی بادمجان ها می زند: «حالاچرا می خواین از خرابه ها عكس بگیرین؟»نمی دانم. جوابی ندارم. قرار است از دیدنی های مسجد جامع عكس بگیریم. از تاریخ مجسم معماری در این سرزمین، از كاشی های لاجورد و مقرنس و طاق چشمه های این بنای عظیم، ولی وقتی در مقابل ویرانه های حمام قدیمی قاجاری می ایستم، از یادم می رود انگار اینجا، حریم همان مسجد جامع است كه به گفته كارشناسان یونسكو «با عظمت خاموش و جدی و اسرارآمیزش یكی از زیباترین آثار معماری جهان» شمرده می شود. حریم، محدوده یی است از هر بنا و اگر قرار است این بنا، بشود تابلوی آبروی فرهنگی و تاریخی یك ملت، پس چگونه می توان پذیرفت این طور راحت، اسیر تیغه های بولدوزر شود. بولدوزرها، هنوز هم در سمت غربی و جنوبی میدان، می غرند. هنوز هم می توان ماشین آلات عظیم ساختمانی را در آن قسمت دید كه انگار قصد كرده اند منار بلند هارونیه و مقبره امامزاده یی كه در جوار آن خفته را یكجا ببلعند.

می گویند مقبره هارون ولایت یكی از قدیمی ترین بناهای مذهبی دوره صفوی است كه كتیبه سر در آن، سال ساخت بنا را 918 هجری قمری در زمان شاه اسماعیل اول صفوی ثبت كرده. این مقبره متعلق به هارون بن علی یكی از اولاد حضرت امام حسن(ع) است. ساختمانی كه در نوع خود، یك بنای كامل میراثی است كه حریم خود را دارد. ولی حریم مسجد جامع عتیق، در آن سوی میدان، بدرقمی از چنگال بولدوزرها، زخم خورده. از حریم این مسجد در میانه های میدان عتیق، اكنون تنها كپه های خاكروبه و نخاله های ساختمانی به جا مانده. بازار قدیم میوه فروش ها، بازار قدیمی پرنده فروش ها، یكی، دو كارگاه رنگرزی سنتی كه سال ها پیش به آن سرزده بودم. در یكی از این كارگاه های قدیمی، حاج رضا پهلوان نژاد كار می كرد. چهار سال پیش می گفت 64 سال دارد و 55 سال در كار رنگرزی بود. یادم هست كارگاه او پشت میدان عتیق اصفهان (سبزه میدان) بود. حالابا ویرانی و نوسازی این میدان، كارگاه حاج رضا هم تبدیل به خاطره شده و قرار است پاساژ شهرداری شود.

حالا فقط خاطره مانده، مانند حمام ویرانه و خانه قاجاری كه آجرها و نظامی هایش، این طرف و آن طرف ریخته و قرار است بار كامیون ها شود و برود از این محدوده بیرون، چون جای پاساژهای شهرداری را تنگ می كند. عكسی می گیرم. باز هم خود را در میان سیل جمعیتی كه بالای بساط كهنه فروش ها ایستاده اند و چانه می زنند، می بینم تا می رسم به ورودی بازار سرپوشیده یی كه به مسجد جامع می رسد. بازار پر شده از اجناس ارزان قیمت و بی كیفیت چینی، ولی به گفته محلی ها، ارزان ترین بازار اصفهان است كه در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می توان خرید و فروخت. دستفروش های افغان، جابه جا، بازار را پر كرده اند و متاع خود را فریاد می كنند.   از اینجا تا ورودی اصلی مسجد جامع، یكی، دو مجموعه تاریخی دیگر نیز وجود دارد، مدرسه یی برای بانوان جویای علوم دینی، مسجدی تاریخی را ورودی بی نظیری از یادگارهای ادوار مختلف، از صفویه گرفته تا پهلوی، دكان «بریانی» وسط بازار با قدمتی بیش از صد سال و هزار بنای دیده و نادیده دیگر، گردشگران را به خود می خواند. در این بین، بخشی از بازار را حصار كشیده اند و مرمت می كنند. بخشی از سقف گنبددار بازار را هم داربست زده اند و تابلوی «كارگران مشغول كارند» را می توان دید. كارگران، همه جای این میدان مشغول كارند، گاهی می سازند، گاهی خراب می كنند تا دوباره بسازند.

كدام این كارگران می دانند این خشت ها، چند قرن پیش، با سرانگشت كدام معمار هنرمندی، روی یكدیگر تراز شده تا امروز بشود تابلویی از ماندگاری معماری و هنر ایرانی در این گوشه از فلات سربلند؟ نمی دانم، شاید آن راننده بولدوزری كه پدال گاز را فشار می داده تا دیوارهای بناهای تاریخی حریم میدان را در هم بریزد، یا مدیری كه كاغذ دستور این ویرانی را امضا می كرده نیز نمی دانسته. حالادیگر هیچ كس نمی داند. به سال های آینده فكر می كنم كه در پاساژهای میدان عتیق، باز هم متاع فروشندگان به خانه خریداران می رود و از خاطرات قرن های گذشته، فراموشی بر جا می ماند: فراموشی ای كه در انتظار همه ما است.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری