0

 کنش متقابل فقر و جدایی، تجمعی از نتایج اجتماعی و اقتصادی انحرافی را به بار می آورد، به طوری که آنجا بیکاری مردان، خدمتکاری زنان، بزهکاری نوجوانان، اعتیاد جوانان، حاملگی پیش رس دوشیزگان و تک والدی به صورت هنجار در می آید.

 گتو بسیاری از الگوهای منفی را میپروراند، درست متضاد الگوهایی که برای موفقیت در یک اقتصاد پسا صتعتی ضروری هستند. چشم انداز بسته، فقر همه جا حاضر، نومیدی فزاینده، نوعی پویایی اجتماعی-روانشناختی را فعال میکند که خاستگاه فرهنگ جدایی است. ساکنان گتو، به دشواری میتوانند یک حس احترام به خویشتن را پرورش دهند که بتواند پاسخ گوی آرمان ها و ارزش های باقی جامعه باشد، یا از راه های مقبول اجتماعی حیثیتی کسب کنند. چون احساس میکنند زندگی شان را باخته اند، طبق هنجار های عمومی برای خودشان یک نظام پایگاه اجتماعی موازی ایجاد میکنند که با فرهنگ اکثریت در تعارض است. اما با ظهور نسل جدیدی که در شرایط گشایش فزاینده ی فروبستگی انزوای نژادی به دنیا می آید، مفهوم تعارض جایش را به فرهنگ جدایی بیش از بیش مستقل و خود مختار میدهد. یکی از نشانه های بارز توسعه ی فرهنگ جدایی، واگرایی شدید زبان گروه جداشده از زبان جامعه است.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

انواع عضویت
پنل کاربری