0

 

 

پیشگفتار

برج و میدان آزادی (شهیاد) از جمله مجموعه های شاخص معماری معاصر ایران است که پیوسته هم به سبب طراحی و هم به سبب رویدادهای سیاسی مورد توجه بوده است. نقش و جایگاه این مجموعه در معماری معاصر ایران، اهمیت نقد و بررسی آن را دو چندان می کند. در این مقاله که در دو قسمت ارائه می گردد، سعی بر بررسی این مجموعه از جهات گوناگون گردیده است. امید است مورد قبول و استفاده مخاطبین محترم سایت معماران قرار گیرد.

مهندس سارا زهتابان

 برج آزادی - شهیاد

فهرست عناوین:

 

قسمت اول:                

قسمت دوم:

1- پیشینه تاریخی  

6- ساختمان شهیاد (برج آزادی)

2- آگهی مسابقه طراحی برج آزادی در مطبوعات  

     - ایده

3-تأثیر جشن های 2500 ساله بر پروژه  

     - طراحی

4-تأثیر گرایش های رایج هنری معاصر با پروژه در ایران  

     -ساخت

5- پیرامون مسابقه  

7- نوگرایی شهیاد

   

8- نماد دو پهلو

     
 

برج آزادی تهران

پیشینه تاریخی

 رویای شاه، كه به گمان خود می‌توانست آن را عملی كند، بنای دوباره ایران در قالب تمدن بزرگ بود. اما این رویا تا حدودی مبهم و ضد و نقیض می‌نمود: او از یك سو می‌خواست از نیروهای ایران باستان كمك بگیرد، چون ادعای جانشینی بلا‌فصل كوروش كبیر را داشت، و از سوی دیگر برای تمدن بزرگ به دنبال الگوهایی همچون فرانسه و انگلستان بود. مقایسهء ایران با كشورهای اروپای غربی در دههء 60 و 70 میلا‌دی، اشتباهی تاریخی و كاملا‌ً غیرواقع‌بینانه بود. اما رویاهای سلطنتی بیشتر وقت‌ها ماهیتاً دست نیافتنی‌اند و برای عامهء مردم بیش از حد جاه‌طلبانه.

 معماری، مهندسی و طراحی شهری، به عنوان عناصر ضروری برای تحقق این رویای شاهانه، در دوران پهلوی دوم شكوفا شدند، اما همانند آن رویا، دچار دوگانگی بودند، از یك سو بر مدرنیسم پای می‌فشردند و از سوی دیگر به عظمت فرهنگ ایران باستان و ایران اسلا‌می روی می‌آوردند.

شاه هنگام سخن گفتن از تمدن بزرگ، از «دروازه‌ای» هم كه به آن منتهی می‌شد یاد می‌كرد. بنابراین ساختن «دروازه‌ای» جدید در دستور كار قرار گرفت تا آرزوی شاهانه در قالب یك بنای یادبود برآورده شود. شورای جشن‌های 2500 ساله در آبان 1338 به ریاست سناتور جواد بوشهری تأسیس شد. برج شهیاد یكی از پروژه‌های متعدد این شورا بود كه در واقع، هم از نظر تخصیص بودجه و هم دامنه ی تأثیر، پروژه‌ای كوچك به شمار می‌رفت. در سال 1343 سناتور بوشهری، به دستور شاه، سفارش ساخت دروازه ی یادبود را به دفتر معماری بنیان داد كه مدیرعامل آن امیرنصرت منقّح بود.

معماری، مهندسی و طراحی شهری، به عنوان عناصر ضروری برای تحقق این رویای شاهانه، در دوران پهلوی دوم شكوفا شدند، اما همانند آن رویا، دچار دوگانگی بودند، از یك سو بر مدرنیسم پای می‌فشردند و از سوی دیگر به عظمت فرهنگ ایران باستان و ایران اسلا‌می روی می‌آوردند.

 چند ماه بعد طرحی برای یك دروازه ی نمادین -تاق نصرت- كه كار مشترك گروه منقّح، شریعت‌زاده، میرحیدر و محمد تهرانی بود، با هزینه ی تقریبی 6 میلیون تومان به دفتر بوشهری ارائه شد. گرچه این طرح اولیه كه شبیه تاق پیروزی بود همه ی شرایط لا‌زم را داشت: منحصر به فرد، تأثیرگذار، به یادماندنی و در نهایت نمادین بود، اما با پافشاری سپهبد یزدان‌پناه و سپهبدجهانبانی، نظر شاه دربارهء این بنای یادبود عوض شد.

رویای شاه ابعاد بزرگ‌تری پیدا كرد تا این بنا نه تنها یادبود خود او، بلكه نیاكان سلطنتی‌اش هم باشد. بنابراین ناگهان طرح بنیان با این توجیه كه «به اندازهء كافی عظمت ندارد» رد شد. در همین حال برگزاری جشن‌های 2500 ساله ی شاهنشاهی ایران هم ابعاد عظیم‌تری یافت. این دروازه ی جدید، كه بهرام فره‌وشی -ایران‌شناس زرتشتی- آن را شهیاد نامید، می‌بایست نه تنها بنای یادبود سلطنت پهلوی، بلكه نشان عظمت پادشاهان گذشته ی امپراطوری ایران باشد.

  بدون شك بوشهری با نظر موافق شاه بود كه طرح بنیان را نپذیرفت. پس از آن به درخواست جامعه ی معماران و اصرار جهانبانی - مشاور نزدیك شاه- قرار شد برای انتخاب طرح این پروژه یك «مسابقهء ملی» برگزار شود.

آگهی مسابقه طراحی برج آزادی در مطبوعات

 در دهم شهریور 1345، آگهی مسابقه در ستون كوچكی در روزنامه ی اطلا‌عات چاپ شد. شركت در این مسابقه برای همه  معماران آزاد بود.

زمینی كه به این طرح اختصاص یافت، در تقاطع محور شرقی- غربی اصلی تهران، بلوار آیزنهاور كه به فرودگاه منتهی می‌شد با جاده خاكی شمال به جنوب قرار داشت، که آن زمان سه راه فرودگاه نام داشت و پونك را به امامزاده داوود متصل می‌كرد. این مسیر بعدها به بزرگراهی كه تهران را به ساوه متصل می‌كند، تبدیل شد. 375،122 مترمربع زمین كه برای طرح درنظر گرفته شد، آن را به یكی از بزرگ‌ترین میدان‌های دنیا تبدیل می‌كرد.

 برج آزادی - شهیاد

 سایت پروژه بیضی شكل بود و می‌بایست بزرگ‌ترین میدان تهران باشد. در حال حاضر 70‌هزار متر‌مربع از این زمین به مسیر سواره و 50‌هزار‌مترمربع دیگر به محوطه‌سازی پیرامون اختصاص یافته است.

مقاله‌ای در روزنامهء اطلا‌عات سال بعد، با عنوان افتتاح شهیاد را همزمان با جشن‌های 2500 سالهء شاهنشاهی اعلا‌م كرد.

تأثیر جشن های 2500 ساله بر پروژه 

همهء رهبران جهان، رئیس‌جمهورها و پادشاهان، دانشمندان ایرانی و بسیاری از شخصیت‌ها به این مراسم دعوت شده بودند و چون اغلب آن‌ها از فرودگاه مهرآباد وارد می‌شدند، برج شهیاد، می‌بایست به عنوان دروازه ورودی شهر تهران عمل ‌كند و اگر معماری آن می‌توانست مفهوم نمادین تاق پیروزی را كه مقرر شده بود به تمدن بزرگ منتهی شود، به مدعوین منتقل كند، تأثیری ماندگار بر آن‌ها می‌گذاشت.

 برنامه‌های متنوعی هم در سالن‌های زیرزمین شهیاد برای مهمانان تدارك دیده شده بود: بازدید از تونل تاریخی، نمایشگاه تحقیقات ایرانیان و برنامه‌های متنوع سمعی و بصری. به این‌ترتیب مسابقه گسترده‌تر و بخش‌های دیگری هم به آن اضافه شد، از جمله موزه 25 قرن شاهنشاهی، یك تونل تاریخی، سالن سمعی و بصری به شكل نقشهء ایران، سالن  VIP و بسیاری فضاهای دیگر كه فراتر از حوزه یك تاق پیروزی ساده بود و بودجه‌ای 40 میلیون تومانی می‌طلبید.

برج آزادی - شهیاد

تأثیر گرایش های رایج هنری معاصر با پروژه در ایران

 برای درك معماری برج شهیاد، باید نگاهی به گرایش هنری رایج درایرانِ سالهای 1330-1340 بیاندازیم، كه با آزادی نسبی و رفت‌و آمد بسیاری از ایرانی‌ها به كشورهای غربی همراه بود. در این دوران، هنرمندان ایرانی در واكنش به دانش و علوم در غرب، بر آن شده بودند كه با مخالفت با الگوهای غربی و تأكید بر ریشه‌های فرهنگی خود، به آثارشان هویت ملی تازه‌ای بخشند. هویت ملی دیگر نه صرفاً یك مسئلهء سیاسی، بلكه زمینهء اصلی مباحثات هنری بود.

در موسیقی، ابوالحسن صبا آنچه را كه وزیری شروع كرده بود، تكمیل كرد، یعنی تغییر پرده دستگاه‌های ده‌گانه موسیقی سنتی ایران به نت‌نویسی غربی. صبا بهترین شاگرد كلنل علینقی وزیری و در نواختن چندین ساز استاد بود. او با ارتقاء نت‌نویسی‌های وزیری، آن‌ها را با روشی گسترش داد كه هر ساز بتواند نت خود را بنوازد و به این ترتیب موسیقی ایرانی در قالب اركستراسیون قابل اجرا باشد. او همچنین قطعاتی از موسیقی كلا‌سیك غربی را هم برای سازهای ایران تغییر پرده داد. او در برنامه در رادیو با داوود پیرنیا همکار بودو تلفیق اشعار كلا‌سیك ایرانی با موسیقی سنتی ایرانی را باب نمود.
 
 در مجسمه‌سازی، هنرمندانی چون ژازه طباطبایی و تناولی به استفاده از اشیایی ایرانی روی آوردند، چیزهایی مثل قفل، طلسم، علم و كُتل و اشیایی كه ریشه‌های مذهبی هم داشتند. آثار آن‌ها را كه به‌طور خاصی ایرانی بودند، می‌توان هنر مدرن سنتی یا پاپ‌آرت معنوی نامید. در نقاشی، هنرمندانی چون زنده‌رودی، عربشاهی، اویسی، تبریزی، قندریز و چند تن دیگر، با الهام از هنر خطاطی و حروف عربی به كار رفته در آثار مذهبی و اشیای دست‌ساز، آثاری خلق كردند كه بعدها كریم امامی آن را سبك سقاخانه، و آن را هنر شاه‌عبدالعظیم نامیدند. در همین زمان، اولین گالری‌های هنری ایران، قندریز، سیحون، بورگز و صبا افتتاح شدند.

  پرویز تناولی- شعر و معشوقه پادشاه

                             ژازه طباطبایی- شیرو خورشید خانم                                                      پرویز تناولی- شعر و معشوقه پادشاه

 در ادبیات و به خصوص شعر، بازگشت به ریشه‌های ایرانی در آثار اخوان ثالث، شاملو و نادرپور بسیار دیده می شد، در همین حال آل‌احمد به غرب‌زدگی روشنفكران ایرانی اعتراض ‌كرد و سیمین دانشور سووشون را نوشت كه یك رمان كاملا‌ً ایرانی بود. در فلسفه، سیدحسین نصر و هانری كُربَن، در فلسفهء پیش از اسلا‌م و فیلسوفان ایرانیِ مسلمان كندوكاو كردند. شاگرد این دو، داریوش شایگان، كار آن‌ها را ادامه داد.
در تئاتر، بیضایی به ایران باستان روی كرد و غلا‌محسین ساعدی و اكبر رادی به سراغ ریشه‌های فرهنگ مردمی ایران رفتند.
در سینما، فرخ غفاری اولین گام را برای ساختن فیلم اجتماعی- رئالیستی با هویت ایرانی برداشت: با فیلم كه در سال 1337 در فقیرترین محلهء تهران ساخته شد. دولت نمایش این فیلم را ممنوع كرد، اما راه برای ساختن فیلم‌های دیگر با هویت ایرانی باز شد. داریوش مهرجویی در سال 1348 فیلم گاو را در پی اولین فیلم غفاری ساخت. این فیلم، طلا‌یه‌دار موج نوی سینمای ایران شد و راه را برای بسیاری فیلم‌سازان دیگر همچون شهید ثالث، فرمان‌آرا، هژیر داریوش و بیضایی هموار کرد. و البته ابراهیم گلستان كه در هیچ گونه طبقه‌بندی نمی گنجد.
 و بالا‌خره معماری در آن دوران دو قطبی شد: ملی‌گراها (ناسیونالیست‌ها) در مقابل انترناسیونالیست‌ها قرار گرفتند كه در واقع پیشگامان جهانی شدن بودند. معماران شیفتهء تكنولوژی غرب و سبك بین‌المللی كه میس ون در روهه آن را پایه‌گذاری كرده بود، ساختمان‌هایی از آهن و شیشه ساختند كه برج‌های نیویورك، یا در مقیاسی كوچك‌تر، ویلا‌های سبك ریچارد نیوترا را تداعی می‌كرد كه در آن دو دهه معمار مُد روز بود و از كارهایش تقلید می‌شد. اما ملی‌گراها از گدار، سیرو، و جانشین آن‌ها، سیحون پیروی كردند.
 در این دوره نفوذ هوشنگ سیحون كه در سال 1340 ریاست دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را به عهده گرفت، بیشتر شد. اما حتی پیش از آن هم، در دورهء ریاست فروغی، سیحون در آموزش نسل جدید معماران نقش فوق‌العاده تأثیرگذاری داشت.  او دانشجویانش را در سفرهای آموزشی به گوشه و كنار ایران می‌برد تا نه تنها با بناهای تاریخی بلكه با معماری بومی كه هنوز به عنوان میراثی با ارزش شناخته نشده بود، آشنا شوند ابتدا،سیحون از وسیله نقلیه خودش برای این مسافرت ها استفاده می کرد،اما در سال 1344 دانشگاه برای سفرهای او اتوبوسی خرید،چون عده دانشجویان علاقمند روز به روزافزایش می یافت.
 
 سیحون بر كشف ارزش‌های ذاتی معماری بومی كه تا آن زمان معماران حرفه‌ای آن را نادیده گرفته بودند، تأكید می‌كرد و سعی داشت حس تعلق به وجوه فرهنگی را كه هنوز بكر مانده و تحت‌تأثیر مدرنیسم قرار نگرفته بود، به دانشجویان القاكند. دانشجویان در این سفرها نمی‌توانستند از تأثیر این میراث معماری، كه مبتنی بر قوانین طبیعت، نیازها و غرایز انسانی و در عین‌حال آگاهی و شعور بود، بگریزند. گرچه بسیاری از آن‌ها به مدرنیسم گرایش داشتند، اما خلا‌قیتشان تحت‌تأثیر حس الفت به معماری سنتی ایرانی قرار می‌گرفت و ناخودآگاه، این تأثیر در كارهای‌شان آشكار می‌شد. به عبارتی، نگاه سیحون به معماری حتی خیلی پیش از آنكه این سبك در دنیا شناخته شود، نگاهی پست‌مدرن بود.
 
 علی اکبر صارمی، یکی از دانشجویان سیحون که بعدها دانشجوی لوئی کان شد،پس از چهل سال هنوز حال و هوای جادویی این سفرها را به یاد دارد:در سفری به کویر،پس از ساعت ها رانندگی در کوره راه ها و نه حتی جاده ای مشخص ،در گرما و زیر آفتاب سوزان و طوفان شن،ناگهان به واحه ای واقعی با درخت ها و گیاهان بی نظیر رسیده بودند،به طبس،و بالاخره باغ گلشن بهشت زمینی،ساعتی آرام گرفته بودند.
 
 در میان این گروه از شاگردان سیحون، می‌توان از فریورصدری، ایرج كلا‌نتری، علی‌اكبر صارمی، حسین شیخ‌زین‌الدین، حسین امانت و كیوان خسروانی به عنوان چند تن از برجسته‌ترین آن‌ها نام برد. روند احیای معماری ایرانی كه سیحون پیشگام آن بود، با حمایت فرح پهلوی و حضور روزافزون او و تصمیم‌گیری‌هایش در زمینه‌های هنری، تقویت شد.
 
 به‌هرحال، گرایش مشابه دیگری هم، در همین دوران، در كارهای اندك معماران تحصیل كرده در آمریكا و اروپا كه به معماری سنتی ایران علا‌قمند بودند دیده می‌شد، با این تفاوت كه كار آن‌ها فاقد آن ارتباط حسی گروه اول بود. این گروه شامل نادر اردلا‌ن، كامران دیبا و علی سردار افخمی بود.آنها آگاهی واقع‌بینانه‌تری از معماری ایرانی داشتند تا گروه اول كه با معماری ارتباطی حسی برقرار كرده بودند. عزیز فرمانفرمائیان را هم می‌توان در این گروه گنجاند كه گرچه از نسل قبلی بود، بین سبك بین‌المللی (ساختمان وزارت كشاورزی) و احیاء معماری ایرانی (غرفه نمایشگاه مونترال كه از رباط ملك دورهء سلجوقی الهام گرفته بود) در نوسان بود.

غرفه ایران در نمایشگاه مونترال

                                غرفه ایران در نمایشگاه مونترال                                                               رباط ملک

 

پیرامون مسابقه
 
آگهی‌ای كه در روزنامه اطلا‌عات شهریور 1345 چاپ شد، در گوشه‌ای، بسیار موجز و با حروف ریز اعلا‌م می‌كرد كه همه معماران می‌توانند در مسابقه شركت كنند و در انتخاب سبك، متناسب با میدان آزادند، فقط ارتفاع بنا نباید بیش از 45 متر باشد.
 
هیچ مسابقهء معماری‌ای تا آن زمان چنین مبهم و نامشخص اعلا‌م نشده بود، و آشكارا نشان می‌داد نویسندهء متن كاملا‌ً غیرحرفه‌ای بوده است.
 
به گفتهء عبدالمجید ا‌شراق، سردبیر مجلهء هنر و معماری، 21 شركت‌كننده كه در آن زمان تعداد قابل توجهی بود، طرح‌هایشان را ارائه دادند. باید به یاد داشته باشیم كه سازمان برنامه و بودجه در سال 1341 به تازگی انجمن مهندسان مشاور را تأسیس كرده بود. مشاوران بنیان دوباره طرح قبلی خود را در این مسابقه ارائه دادند. سردار افخمی یك تاق پیروزی جالب و پیچیده طراحی كرده بود كه مورد توجه فروغی، از اعضای هیئت داوران قرار گرفت.
 
21 پروژه، هر یك روی دو تابلوی بزرگ، در یكی از ساختمان‌های سعد‌آباد برای هیئت داوران به نمایش گذاشته شد كه به گفتهء منوچهر ایران‌پور عبارت بودند از: محسن فروغی، معمار برجسته و رئیس سابق دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، هوشنگ سیحون كه اكنون جانشین فروغی و رئیس دانشكده بود و 3 عضو دیگر، یعنی محمدكریم پیرنیا، تاریخ‌نگار معماری، سناتور صادق، معمار و محمدتقی مصطفوی، تاریخ‌نگار. اما به گفتهء حسین امانت، هیئت داوران شامل فروغی، سیحون، غیاثی، كوهنگ (از سازمان برنامه و بودجه) و شروین (از شهرداری تهران) بود.
 
متأسفانه جلد سوم كتاب (كه شامل همهء اسناد و مدارك مربوط به شهیاد است)، در مورد هیئت داوران مدركی ارائه نداده است.
 و سرانجام: حسین امانت، معمار 25 ساله كه به تازگی از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده و یكی از دانشجویان مورد علا‌قهء سیحون بود برنده اعلا‌م شد. 40 سال بعد سیحون می‌گوید: 
 
 حسین امانت در سال 1339 وارد دانشگاه تهران شد و پس از آن درآتلیه غیائی ثبت نام نمود. سیستم دانشكده هنرهای زیبا در آن زمان از فرانسه اقتباس شده بود: دانشجویان یك استاد را انتخاب و 6 سال تحصیلی را در آتلیهء او كار می‌كردند. متأسفانه غیائی در سال 1342 به مدت دو سال زندانی شد. جرم او زد و بندهای غیرقانونی در پروژهء ساختمان مجلس سنا به سرپرستی فروغی بود. گفته شد كه بر اساس صورت حساب‌های ارائه شده به سازمان برنامه و بودجه، حجم میله‌های فولا‌دی مورد نیاز برای تقویت سازه بتنی، از حجم كل ساختمان هم بیشتر بود. چون فروغی شخصیت موجهی بود، فقط غیائی تاوان این زد و بندها را پرداخت.
 
 با زندانی شدن غیائی، ابتدا مؤید عهد و سپس سردار افخمی، فقط به مدت چند ماه سرپرستی آتلیهء او را به عهده گرفتند. درنهایت قرار شد سیحون خود این آتلیه را اداره كند و بنابراین امانت هم یكی از دانشجویان سیحون شد.

اسکیس برج آزادی - شهیاد

                                                                      سه اسکیس صدری برای برج شهیاد                     

فریورصدری‌، كه سه سال از امانت بزرگ‌تر است می‌گوید كه امانت اكثر اوقات خود را با منوچهر ایرانپور، روح‌الله نیك‌خصال و پاسبان حضرت می‌گذرانید و یادآوری می‌كند كه در آن زمان اغلب دانشجویان، پروژه برج شهیاد را به عنوان پایان‌نامه انتخاب می‌كردند و طرح منوشان زنگنه بسیار شبیه به شهیاد بود.

ایده برج آزادی - شهیاد

                                                             طرح منوشان زنگنه و دیگران برای برج شهیاد   

              
 پایان قسمت اول

برای مطالعه قسمت دوم (پایانی) اینجا کلیک کنید.

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها  

0 # Golnaz Mofakhami 1392-02-17 05:11
بسیار بسیار جالب و خواندنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # s.m salehi 1392-02-26 11:11
بسیار عالی کاش اینگونه تحقیقات دو زبانه میشد تا معماران جهان بویژه اینجا یعنی امریکا نیز از ان اگاه میشدند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hamed.alhy 1392-02-28 01:30
بسیار عالی بود.ممنون...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # nedaaaaaaaa 1392-05-13 12:10
بسیار عالی و خواندنی بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
انواع عضویت
پنل کاربری